امروز دنیای ما رو تموم کردم. واقعا از قشنگترین سریالهایی بود که دیدم. خیلی دوستش داشتم. عاشق تک به تک احساسات خوبی شدم که بهم داد. وو جوی عزیزم😭💘
یه مدت ذهنم درگیر چیزهایی که دوستشون دارم و دلم میخواد داشته باشمشون میشه. پیداشون میکنم، عکسهاشونو سیو میکنم، به داشتنشون فکر میکنم و ذوق میکنم. و درست در نقطهای که قدرت انتخاب و داشتنشون رو دارم، با خودم میگم واقعا کدومشون رو میخوای علیا؟ کدومشون رو واقعی میخوای که داشته باشی؟ اصلا لازمشون داری واقعا؟ ضروریه داشتنشون؟ و بدترین احساس دنیا بهم دست میده. یادم رفته چجوری از ته دلم یه چیزی رو بخوام و به لازم بودن یا نبودنش، به ضروری بودن یا نبودنش فکر نکنم.
خانوم علیا ؛
حسرت نرفتن سراغِ علاقههام تا ابد به دلم میمونه؟
ریحانه ازم میپرسه چرا نرفتی هنرستان؟ معماری؟ گرافیک؟ انیمیشن؟ و من نمیدونم چطوری بهش توضیح بدم که بابا حتی با ریاضی هم مخالف بود. چه برسه به هنرستان. حتی دوست نداشت ما در حد کلاس نقاشی وارد دنیای هنر بشیم، یا دوست نداشت مامان بره دنبال یاد گرفتن علاقهی شدیدی که به فرش و قالیبافی داشت. نمیدونم اینا رو چطوری بهش توضیح بدم و با هرباری که سوال میپرسه یه جای خالی تو قلبم تیر میکشه.
هدایت شده از You\^O^/
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/DTabiidi/12542
چند روزه که مدام دارم این سوال رو از خودم میپرسم، میپرسم اگه سی سال دیگه هم با خودم غبطه بخورم چرا نرفتم هنرستان و هنر نخوندن و حوابش این باشه که جلوی خانواده کم آوردم و طاقت دانشگاه راه دور رفتن هم نداشتم واقعاً قانع میشم؟
خانوم علیا ؛
📫 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/DTabiidi/12542 چند روزه که مدام دارم این سوال رو از خودم میپر
من از مسیر الانم اصلااااا پشیمون و ناراحت نیستم. اما عمیقا به این فکر میکنم که اگر مسیر دیگهای میرفتم که در راستای استعداد و علاقهی هنریم بود چه سرنوشتی میداشتم و آیا خوشحالتر میبودم یا نه؟ جوابی براش ندارم. نهایتا به این میرسم که وقتی راهِ الانم رو هم دوست دارم، پس بیشتر دوست میدارمش.