هدایت شده از نخل و نارنج ؛
میروم گریه کنم باز دمی را در خود
میروم غرق کنم کوه غمی را در خود
ببینید، ما یه همسایه داریم که خیلی خانواده مذهبی و محجبهای نیستن. معمولی محسوب میشن نسبت به من و خانوادهم. ولی ولی ولی؛ نکته کجاست؟ اونجایی که آقای همسایه به قدری مؤدب و محجوب و با حیا و سر به زیره که تا حالا یک بار نشده تو چشمِ خانمهای همسایه نگاه کنه، یک بار نشده وقتی ما داریم رد میشیم یا کاری و صحبتی هست سرش رو بالا بگیره، یک بار نشده جواب سلام نده یا با لحنِ بدی سلام بده و کمتر از ادبِ مطلق صحبت کنه با همسایهها. درد و بلاش بخوره تو سرِ همهی اون مذهبی(نما)ها و انقلابی(نما)هایی که ادعاشون از خودسازی و شهادت و محرم و نامحرم و فلان و بهمان گوشِ فلک رو کَر کرده ولی آدم از دستشون آسایشِ روانی و امنیتِ جانی نداره. آره.
یه جون به جونام اضافه میکنه قشنگ.
هم درس خوندن قشنگ میشه،
هم خیالم راحته کتابم مدت زمانِ بیشتری
عمر خواهد کرد.
کربلایی حسین طاهری1402080421.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
شاید ازم بپرسن این روزا
هنوز دوسش داری؟
چی گرفتی از اين سینه زدن؟
از این عزاداری؟
نخل و نارنج ؛
شاید ازم بپرسن این روزا هنوز دوسش داری؟ چی گرفتی از اين سینه زدن؟ از این عزاداری؟
آره دوسش دارم مثل قدیما :)))
آره غلامشم برا همیشه
بگو که زندگیم بدون این عشق
مگه زندگی میشه؟