بچهها میخوام به مدت چهل روز، یه برنامه معنوی مختصر برای خودمون بچینیم و بهش پایبند باشیم. سخت نیست. خیلی مختصر و مفید فقط برای این که ارادهمون رو تقویت کنیم و برای ماه رمضان از حالا توی دو تا چهل روز خودمون رو آماده کنیم.
اگر پایهاید و میخواید یه تغییری ایجاد کنید واقعا توی خودتون، بسم الله.
توی پیویم یه پیام بفرستید و اعلام آمادگی کنید تا لینک گروه رو براتون بفرستم.
@Im_Liaaa
هدایت شده از شـاهق ؛
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌌 | #story
چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز
دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالم
غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز
شبی وصال سحرگه ز بخت خواستهام
که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز
به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست
چو کعبه یافتم آیم ز بتپرستی باز
- حضرت حافظ
[ شاهِق | Shaheq ]
این روزها دلم میخواد خیلی بنویسم اما نمیدونم چی و چطوری. وقتی به این فکر میکنم که این روزها رو چطوری میگذرونم، میبینم اونقدر احساس سر شلوغی دارم که واقعا نمیدونم دارم این روزها رو چطوری میگذرونم. هزارتا دغدغه و فکر و خیال توی سرم میپیچه از لحظهای که بیدار میشم تا فردا که دوباره از خواب بیدار میشم فکرم درگیر همهی جزئیاته. جزئیاتی که باید باشن، هستن، و نیستن. کاش یه نفر برام این روزها رو بعدا تعریف کنه و بگه از بیرون چطوری به نظر میرسم.
دلم یه مسافرت میخواد. به کربلا، به مشهد، حتی به قم. یه سفر یک روزه حتی. نه صرفا دو ساعت اونجا بودن و برگشتن. البته حتی الان به دو ساعت اونجا بودن و برگشتن هم راضیام :)
خیلی بیلیاقت شدم آقای امام رضا، مگه نه؟ یعنی اینقدر دختر بدی شدم که هیچکس هیچجوره نمیخواد منو ببینه؟ به نظرت دلم نپوسید تو این همه سختی و اذیت و دغدغه و آلودگی و کثیفی تو این شهر؟