eitaa logo
نخل و نارنج ؛
354 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
188 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
نخل و نارنج ؛
"عمر مرا بگیر و کربلا را روزی‌ام کن :))) @OmBoka
"عمر منو بگیر و کربلا رو بهم بده دنیا رو حرومم کن ای پدر ولی از کربلا محرومم نکن..." "با دور شدن از من من رو تنبیه نکن ای تکیه‌گاه من... که من طاقت دوری از درگاه تو رو ندارم :))))))"
من فکر می‌کردم بیام خونه‌ی خودم میتونم راحت برم دانشگاه. ولی اونقدر خونه‌ی خودم رو دوست دارم و حالم باهاش خوبه که دانشگاه رفتن غمگینم می‌کنه. چون فکر می‌کنم نمی‌تونم به کارام برسم و یک روز کامل خونه نبودن در حالی که توی خونه کار دارم خیلی وحشتناکه! یعنی... امممم.... من حتی پتانسیل اینو دارم که به خاطر خونه‌ی کوچولو و قشنگ و نازم ترک تحصیل کنم🤡
دیشبِ قشنگ. بهشت زهرا، چای و آبنبات پرتقالی، شهدا، سحرِ بامزه. -
نخل و نارنج ؛
°چالش سی روزه ●روز اول: ده تا از چیزهایی که واقعا شادت میکنن رو لیست کن ●روز دوم: حرفی که کسی بهت زد
روز بیستم: سلبریتی‌هایی که ازشون خوشم میاد؟ من از خودِ یه سلبریتی خوشم نمیاد معمولا. نقشش توی یه فیلم و کاراکترش رو مثلا دوست دارم. مثلا حاج صادق ماجرای نیمروز، لطیف و بهار دردسرهای عظیم، آقا محمدِ گاندو. این مدلی‌ام.
هاهاهاهاها.
نماز خوندن توی خیابون یا فضای باز از زیباترین جلوه‌های بصریِ جهانه.
تنهایی افطار کردن شبیه قورت دادنِ زهرمار می‌مونه.
بگید که شماهم صحبت‌های حضرت آقا شبکه‌ی سه بعد از اذان رو دوست دارید و گوش میدید♥️
از وقتی کانال همسر شهید علیخانی رو توی تلگرام پیدا کردم و عضو شدم، مرتب پیام‌هاش رو می‌خونم. خیلی وقت‌ها احساس کردم چقدر شبیهیم، حرف‌هامون، فکرهامون، عقیده‌مون، خیلی چیزا. حتی چقدر خودم رو جاش میذارم و روزهایی که گذرونده رو برای خودم تصور می‌کنم و اشک می‌ریزم. آخرین پیام‌های همین امشبش مربوط به اینه که دختری سر مزارِ همسرشون، شهید رو عشقم صدا زده و ایشون دلخور شده از این موضوع. (غیر از این هم نباید باشه یقیناً.) توی ناشناس چند نفر گفتن که حد و حدود برای دلِ بقیه تعیین نکنیم و شاید اون‌ها همینطوری حاجت دلشون رو از شهید می‌گیرن و برای شهید دلبری(!) می‌کنن. (تازه بماند که خود شهید راضی به چنین مسئله‌ای نیستن و نبودن) و من واقعا شوکه شدم. شوکه از این که چطور می‌تونیم حکمِ محرم و نامحرمِ خدا رو برای خودمون تبصره بزنیم؟ چطور می‌تونیم همسرِ کس دیگه‌ای رو عشقم و عزیزم صدا کنیم؟ شما خودتون باشین چه حسی بهتون دست میده اگر کنار همسرتون نشسته باشین و یه نفر بیاد و عشقم و عزیزم و داداش و رفیقم صداش کنه؟ (سر به تن اون دختر می‌ذارین خدایی؟) شهدا همین آدم‌هایی هستن که شاید تا دیروز از کنارشون رد می‌شدیم توی خیابون. همون سوپریِ محل، همون راننده تاکسی، همون پسری که جلوی در هیئت می‌بینینش، همون همکلاسیِ نامحرمِ دانشگاه‌تون که با نهایت مراعات حدود شرعی باهاش صحبت می‌کنین. همین آدم‌های نامحرم شهید شدن، محرم که نشدن. بعد تازه با اوج جسارت و وقاحت توی روی همسر شهید بگین که کار ما اشتباه نیست و حساسیت به خرج ندید و با حرف‌هاتون دیگران رو دلخور و زده از اسلام و شهدا و حکومت نکنید. یا للعجب :))))))))))))))
فرشته‌ها رو خدا یهویی می‌فرسته برات.