هدایت شده از inception
وقتی نخستین انسان مرد
روح او مسیر بازگشت را نمیدانست
جهان هنوز قانون نداشت و مرگ بی معنا بود
در ان لحظه از شکاف نور و تاریکی سه کلاغ زاده شد
کلاغ سفید:شاهدِ آنچه بوده
کلاغ سیاه:شاهدِ آنچه هست
کلاغ سوم: که نامش هرگز گفته نمی شود
شاهدِ آنچه نباید باشد بود
در همان لحظه جادویی شکل گرفت
جادوگران نخستین زود فهمیدند کلاغ ها چقدر مهم هستن
هر انسانی بیش از حد به حقیقت نزدیک شود کلاغ ها او را می بینند
و اگر کلاغ سوم ظاهر شود یعنی رخدادی در حال انزجار است
یا کسی قانونی را زیر پا گزاشته
هدایت شده از inception
به همین دلیل در متود های ممنوعه نوشته اند:
اگر کلاغ سوم بر بام خانه ات نشست
یا باید بمیری یا به کسی تبدیل میشوی که راه باز گشتی ندارد
بر همین مبنا جادوگران به نبوغی در کلاغ ها پی بردنند