eitaa logo
کتابخانه✯خنجرداران📚🗡️
541 دنبال‌کننده
681 عکس
378 ویدیو
237 فایل
این کتاب ها بودند که موجب شدند من حس کنم شاید کاملا هم تنها نیستم....📖🎧🪄 حضورتون مثل بوی صفحات کتابه...اگه باشه زیباتره.❤️📚 𝘛𝘰 𝘢𝘭𝘭 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘲𝘶𝘦𝘦𝘯𝘴 𝘸𝘩𝘰 𝘢𝘳𝘦 𝘧𝘪𝘨𝘩𝘵𝘪 کپی ؟!! خجالت داره عه عه... #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
محتوای پینترست من رو مشاهده می نمایید..🤌🏻🥷🏼 𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم - بک سهی افسردگی کیفیت‌های مختلف و نشانه‌ها و علائم متفاوتی دارد. خیلی از آدم‌هایی که ظاهر شاد و آرامی دارند، ممکن است از این بیماری در رنج باشند. بک سهی ازجمله همین افراد بود که علائم حادی نداشت ولی افسردگی‌اش مداوم و مقاوم بود. ممکن بود مدت‌ها طول بکشد و در این مدت او را غمگین و منزوی و بدبین نگه دارد. سهی می‌گوید در تمام مدت درگیری با افسردگی، بااینکه حالش بد بود ولی عاشق غذای خیابانی دوکبوکی بود و آن را با ولع می‌خورد. آیا این یک نشانه بود که زندگی هنوز ادامه دارد و می‌توان به گوشه‌ای از آن چنگ زد؟ همین موضوع منبع الهام او در نوشتن کتاب می‌خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم بود. اینکه چطور می‌توان این وضعیت را پذیرفت و با آن کنار آمد و هم‌زمان از زندگی هم لذت برد.
وارث ربوده شده - هالی بلک رازها، خیانت‌ها و جادویی که سایه می‌گستراند… بانو نور و لرد جرل، حاکمان دربار دندان‌ها، از عجوزه‌ی طوفان می‌خواهند فرزندی با قدرتی جادویی برای آن‌ها خلق کند تا از او برای پیشبرد نقشه‌های پلیدشان استفاده کنند. این‌گونه می‌شود که رن از برف و ترکه و قلبی باستانی ساخته می‌شود. اما ملکه و پادشاه آن‌قدر رن را شکنجه می‌دهند و حیوان‌وار با او رفتار می‌کنند که به دنیای انسان‌های فانی می‌گریزد و در جنگل‌ها ساکن می‌شود. شاهزاده اوک، وارث خاندان الف‌هیم و دوست دوران کودکی رن، برای مأموریتی مرموز به سراغ او می‌آید و پیشنهاد خطرناکی می‌دهد: بازگشت به دربار دندان‌ها برای سرنگون‌کردن بانو نور. اما این سفر چیزی فراتر از مأموریتی ساده است؛ مسیری پر از دسیسه‌، جادوی سیاه و رازهایی که زندگی رن را برای همیشه تغییر خواهند داد. آیا رن باید به شاهزاده‌ای اعتماد کند که قلبی پر از راز دارد، یا اینکه باید به‌تنهایی در برابر نیروهای شوم ایستادگی کند؟ آیا هویت پنهان او کلید نجات یک سرزمین خواهد بود، یا آغازگر سقوط آن؟
روزی روزگاری یک قلب شکسته - استفنی گاربر داستان با قلب شکسته اوانجلین آغاز می‌شود. او که شاهد ازدواج معشوقش، لوک، با خواهرخوانده‌اش است، در ناامیدی به سراغ جکس می‌رود. جکس، یکی از موجودات افسانه‌ای فیت، به او پیشنهاد می‌دهد که در ازای سه بوسه، آرزویش را برآورده کند. اما این معامله، که در ابتدا ساده به نظر می‌رسد، به‌تدریج اوانجلین را درگیر ماجراهایی خطرناک و غیرقابل‌پیش‌بینی می‌کند. او به سرزمین شمالی، جایی پر از جادو و اسرار، سفر می‌کند و در آنجا با توطئه‌ها، نفرین‌ها، و روابط پیچیده‌ای مواجه می‌شود. یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب، فضاسازی جادویی و خیال‌انگیز آن است. گاربر با توصیف‌های دقیق و شاعرانه، دنیای شمالی را به تصویر می‌کشد؛ از قلعه‌های یخی و جنگل‌های نفرین‌شده گرفته تا مراسم‌های باشکوه و لباس‌هایی که انگار از افسانه‌ها بیرون آمده‌اند. این فضا، حس غوطه‌ور شدن در یک داستان پریان را به خواننده می‌دهد، اما در عین حال، تاریکی و خطر نهفته در این دنیا، داستان را از سطح یک افسانه ساده فراتر می‌برد. شخصیت‌پردازی نیز در این کتاب نقش مهمی دارد. اوانجلین، با وجود آسیب‌پذیری‌اش، شخصیتی قوی و مصمم است که برای تغییر سرنوشت خود تلاش می‌کند. او در طول داستان، با انتخاب‌های دشواری مواجه می‌شود که خواننده را به تأمل در موضوعاتی مانند عشق، اعتماد، و فداکاری وا می‌دارد. جکس، با رفتار مرموز و غیرقابل‌پیش‌بینی‌اش، شخصیتی جذاب و در عین حال خطرناک است که رابطه‌اش با اوانجلین، پر از تنش و کشش است. این پویایی، به داستان عمق می‌بخشد و خواننده را مشتاق می‌کند تا رازهای جکس را کشف کند.