𑣲𝇁 شینوبو؛ دختری ڪـہ بین خشم و رویای خواهرش گیر کرده بود ::𝃢ꩌ
کانائه همیشه باور داشت شاید روزی انسانها و شیاطین بتوانند به نوعی در کنار هم قرار بگیرند و نفرت پایان پیدا کند. ݁ ۪ٜ 𖫰
اما شینوبو بعد از مرگ خواهرش پر از خشم شد. او نمیتوانست مثل کانائه آرام باشد، چون زخمی ڪـہ از دست دادن خواهرش به جا گذاشته بود خیلی عمیق بود. ༌
اما بخش جالب شخصیتش این است ڪـہ با وجود تمام این خشم، بخشی از رویای کانائه را رها نکرد.
او به کانائو محبت کرد، درمان کرد، به دیگران کمک کرد و تلاش کرد چیزی از مهربانی خواهرش را زنده نگه دارد.
شاید شینوبو خودش نمیتوانست مثل کانائه زندگی کند، اما نمیخواست رویای او کاملاً از بین برود.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 «مثل یک انسان معمولی زندگی کن»؛ قولی ڪـہ شینوبو نتوانست انجام دهد ::𝃢ꩌ
یکی از دردناکترین بخشهای رابطه شینوبو و کانائه این بود ڪـہ کانائه از او خواسته بود بعد از تمام شدن جنگ، مثل یک آدم معمولی زندگی کند. ݁ ۪ٜ 𖫰
اما شینوبو بعد از مرگ خواهرش دیگر نمیتوانست به زندگی عادی برگردد. ༌
تمام وجودش با مبارزه با شیاطین، انتقام و پیدا کردن راهی برای شکست دادن آنها گره خورده بود.
تئوری این است ڪـہ شینوبو در واقع سالها با یک سؤال زندگی میکرد:
«آیا میتوانم آرزوی خواهرم را ادامه بدهم، در حالی ڪـہ خودم هنوز پر از خشم هستم؟»
و جواب او این بود: او نتوانست کاملاً مثل کانائه باشد، اما تلاش کرد بخشی از او را زنده نگه دارد.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 بدن کوچک؛ اراده بزرگ ::𝃢ꩌ
شینوبو فقط حدود ۱۵۰ سانتیمتر قد داشت و وزنش حدود ۳۷ کیلوگرم بود؛ اما با همین جثه، تبدیل به یکی از خطرناکترین افراد سپاه شکارچیان شیطان شد. ݁ ۪ٜ 𖫰
چیزی ڪـہ عجیب است این بود ڪـہ او مقدار بسیار زیادی سم در بدن خودش قرار داد؛ سمے ڪـہ حتی برای یک انسان معمولی مرگبار بود. ༌
تئوری این است ڪـہ شاید شینوبو همیشه فکر میکرد «کافی نیست».
نه فقط قدرتش؛ بلکه هر چیزی ڪـہ برای انتقام و محافظت از دیگران انجام میداد.
همین طرز فکر باعث شد بیشتر و بیشتر خودش را آماده کند، تا جایی ڪـہ خودش تبدیل به آخرین سلاحش شد.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 شینوبو؛ دختری ڪـہ از ۱۴ سالگی مسئولیت بزرگی گرفت ::𝃢ꩌ
بعد از اتفاقات تلخ زندگیاش، شینوبو در سن بسیار ڪمی مسئولیت عمارت پروانهها را برعهده گرفت و تبدیل به یکی از مهمترین افراد در درمان و پشتیبانی شکارچیان شیطان شد. ݁ ۪ٜ 𖫰
تئوری این است ڪـہ شینوبو از همان سن پایین مجبور شد خیلی زود بزرگ شود. ༌
او یاد گرفت احساساتش را کنترل ڪند، دیگران را درمان ڪند و همیشه برای بدترین اتفاق آماده باشد؛ حتی برای روزی ڪـہ خودش برنگردد.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 آیا شینوبو از ۱۴ سالگی مرگ خودش را برنامهریزی ڪرده بود؟ ::𝃢ꩌ
از نظر تئوری، شاید شینوبو خیلی زود فهمیده بود ڪـہ مسیرش یک مسیر معمولی نیست. ݁ ۪ٜ 𖫰
او یک هاشیرا بود ڪـہ نمیتوانست مثل دیگران بجنگد؛ بنابراین سالها روی چیزی تمرڪز ڪرد ڪـہ تنها برگ برندهاش بود: دانش. ༌
سمها، تحقیقات روی بدن شیاطین و شناخت ضعف دشمنان شاید فقط برای مبارزه نبود؛ شاید بخشی از آماده شدن برای روزی بود ڪـہ میدانست ممکن است مقابل یک دشمن غیرقابل شکست قرار بگیرد.
از این دیدگاه، میشود گفت شینوبو شاید از همان نوجوانی، نه به شکل مستقیم، اما آرامآرام راهی را ساخت ڪـہ در نهایت به مرگش ختم شد.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 بدن شینوبو؛ آخرین سلاح او ::𝃢ꩌ
شاید بزرگترین سلاح شینوبو شمشیرش نبود؛ بلکه خودش بود. ݁ ۪ٜ 𖫰
او مقدار بسیار زیادے سم ویستریا وارد بدنش ڪرد تا اگر دوما او را بخورد، همان چیزے ڪـہ فکر میڪرد پیروزے است، تبدیل به شکستش شود. ༌
دوما تصور ڪرد شینوبو را از بین برده، اما در واقع وارد نقشهاے شده بود ڪـہ شینوبو مدتها براے آن آماده شده بود.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 آخرین لحظه در آغوش دشمن ::𝃢ꩌ
تلخترین بخش مرگ شینوبو این بود ڪـہ او در آغوش همان شیطانی جان داد ڪـہ باعث مرگ خواهرش شده بود. ݁ ۪ٜ 𖫰
دوما در آن لحظه فکر میڪرد برنده شده، اما شینوبو حتی در آخرین لحظات هم نقشه خودش را جلو میبرد. ༌
مرگ او پایان مبارزه نبود؛ شروع مرحلهاے بود ڪـہ باعث شد کانائو و اینوسکے بتوانند دوما را شکست دهند.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 شینوبو و تامایو؛ دو نفری ڪـہ راه پیروزی را ساختند ::𝃢ꩌ
شاید پیروزی مقابل موزان فقط به قدرت شمشیرزنها وابسته نبود؛ بلکه نتیجه سالها تحقیق و فداکاری کسانی بود ڪـہ پشت صحنه جنگیدند. ݁ ۪ٜ 𖫰
شینوبو با دانش خود درباره سمها و بدن شیاطین، و تامایو با تحقیقات طولانی روی خون و تغییرات بدن موزان، کاری کردند ڪـہ یک شیطان شکستناپذیر بالاخره نقطهضعف پیدا کند. ༌
تئوری این است ڪـہ اگر این دو نفر وجود نداشتند، حتی با تمام قدرت تانجیرو و هاشیراها، شکست دادن موزان تقریباً غیرممڪن بود.
آنها بعد از مرگشان هم در جنگ حضور داشتند؛ چون نتیجه تحقیقاتشان تبدیل به سلاحی شد ڪـہ سرنوشت آخرین نبرد را تغییر داد.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 آخرین حمله شینوبو؛ آخرین حرف یک انتقام قدیمی ::𝃢ꩌ
وقتی شینوبو مقابل دوما قرار گرفت، تمام خشم سالها را پشت آرامشش پنهان کرده بود. ݁ ۪ٜ 𖫰
او با اینکه میدانست احتمالاً زنده بیرون نمیآید، باز هم روبهروی همان شیطانی ایستاد ڪـہ زندگی خواهرش را گرفت. ༌آخرین حمله و حرفهای شینوبو نشان داد ڪـہ پشت آن لبخند آرام، هنوز همان دختری بود ڪـہ درد از دست دادن کانائه را فراموش نکرده بود.
در نهایت، پیام واقعی او به دوما فقط یک مبارزه نبود؛ یک نفرت قدیمی بود:
«برو به جهنم.»
شینوبو شاید نتوانست خودش شاهد شکست دوما باشد، اما کاری کرد ڪـہ همان شیطان به پایان راهش برسد.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁 بازگشت به خانواده ::𝃢ꩌ
شاید مرگ شینوبو فقط پایان یک جنگ نبود؛ شاید در نهایت بازگشت به کسانی بود ڪـہ سالها دلتنگشان بود. ݁ ۪ٜ 𖫰
او بعد از مرگ کانائه و خانوادهاش، تمام زندگیاش را صرف مبارزه کرد و هیچوقت نتوانست مثل یک انسان معمولی زندگی کند. ༌
اما شاید در آخر، شینوبو به چیزی رسید ڪـہ همیشه در اعماق وجودش میخواست؛ دوباره در کنار مادر، پدر و خواهرش بودن.
شاید کانائه از او میخواست زندگی کند، اما شینوبو در نهایت بعد از تمام دردها و جنگها، به آرامشی رسید ڪـہ سالها از آن دور بود.
𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ