براتون از دیروزم بگم؟!
روز خیلی خوب و پر برکتی بود
روزی که چند جا هئیت دعوت شدیم، از طرف باباحسین
با بچهای تئاتر رفتیم لِوا زینب
چه روضه و سینه زنی خوبی خوند!
چه سوخت جیگر ما! ای وای حسین!
حسین چی کشید از درد علی اصغر (ع)؟!
بعد از اونجا، مهمون خونه ی کارگردان مون شدیم
و بعد دست جمعی رفتیم مسجد امام حسن.
بهبه، چه رجزی خوند برای علی اکبر (ع) 😭❤️🩹
بابای قشنگم، امروز روزیست که سَرت را میخواهند برای رقیه ببرند!
روزیست که اسب هایشان با نعل های تازه بر روی سینهات میآیند...!!
حسین، تا قبل درگیر قاسم و علی اکبر و علی اصغر و عباس بودی؛
حال تورا هم از زینب گرفتند
از امالبنین
از رباب
از سکینه
و همینطور...از رقیه ی سه ساله!
دیشب یه اتفاق بدی برام افتاد، و تازه اونجا فهمیدم رقیه ی حسین و عمه زینب، با حضور نامحرم ها چی کشیدن!
❤️🩹🥺😭
هدایت شده از مرضیه کشوری/رسانه خانواده💌
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📝عـلامه امـینى (ره)فـرمودند:
✏️شــب و روز تاسوعا و عاشورا براى
سلامتى امام زمان صــدقه دهید
چون قلبِ حــضرت اندوهناڪ جَدِّ
غریب شان، حضـــرت سیدالشهداء
اســـت.
الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج
@hamsare_khoob
سلام عمو عباس
امروز اومدم بعد از چند وقت باهم حرف بزنیم
البته من میگم و تو بهم گوش کن، باشه؟!
خودت میدونی که چه حاجتی دارم، میدونی که امسال مخصوصا این چند روز
خواستن حاجتم برام پر رنگ تر شده
میدونی که اگه حاجتم و بهم بدی، چه اتفاقات خوبی تو زندگیم میوفته
عمو عباس
میگن شما به هیچکس دست رد نمیزنی
میگن چون نشد که برای رقیه آب ببری، گره همه رو باز میکنی
میگن خودت گفتی از من مشکلاتت رو بخواه تا گره رو باز کنم
منم اومدم تا عمو بودن رو در حقم اَدا کنی
عموی قشنگم
عمو عباسی که حواست بود به مشک آب تیری نخوره و برای رقیه ببری
برای رباب ببری
برای سکینه و دخترای خیمه.
من ازت میخوام حاجتم و به همین زودی زود بهم بدی (خودت میدونی چی میگم، حاجتی که شش ساله از خدا و ائمه میخوایم)
مثل حاجت قبلی ای که ازت میخواستم و بهم دادی
و میخوام که بعد از محرم و صفر همه چی به خوبی و خوشی پیش بره
میخوام همیشه مثل یه عموی با غیرت و همراه کنارم باشی و نذاری قدم اشتباهی بردارم
میخوام بشی مَحرم اسرارم
کوچیک که بودم، یبار یکی بهم گفت ائمه همه شون موقع گرفتاری و مشکلات کمکت میکنن
ولی کشتی نجات حسین زودتر میرسه
و من اونجا بهش ایمان اوردم
حتی با این که کوچیک بودم و هیچ وقت از اباعبدالله کمک نخواسته بودم
الان هم من به زودتر رسیدن کشتی نجات تو ایمان دارم
چون دیدم دست رد نزدی بهم
عمو عباس
من میدونم هرچی ازت بخوام بهم میدی
میدونم هوامو داری
میدونم کنارم بودی و هستی و خواهی موند
خیلی دوستت دارم، بهترین عموی دنیا ❤️❤️🩹
۱۴۰۵/۴/۴
قرص ضدحساسیت خوردم
الان نمیدونم چمه، نمیدونم خوابم میاد یا نه
سرم گیج میره
چشام بزور بازه
اصلا یه وضعی دارم
حتی نا ندارم بلند شم برم روضه
ایخدا!