زندگی سخته ولی داره یه جوری پیش میره که نمیدونم چه جوری برا همین به این نتیجه رسیدم دست من نیست و من فقط باید کمتر حرص بخورم و بیخیال بشم
امروز وقتی از دانشگاه برگشتم دوساعتی خوابیدم و از وقتی بیدار شدم بدنم ضعف عجیبی داشت الانم که یکم بهتر شدم معدم یه جوریه انگار میخواد بیاد تو حلقم
مطمئن نیستم چشه و حالش ندارم
"ماوا"
کاملا قابل درکه و میفهمت خود من چه عصابی و چه حرصی خوردم برا شهریه این ترم دانشگاه بماند که یه عال
ولی عزیزدلم از منی که بیشتر نیشخورا فکری ها رو داشتم به تو بگم که
این درگیری و این حرص ها فقط حالت بد و از اون طرف از کیفیت تلاشت برای اینده و زندگی کم میکنه
و از طرفی میدونم که کمالگرای و نیشخورا فکری و....چیزی نیست که به سادگی حل بشه ولی اگه حل نشه زندگیت کاملا تحت شعاع خودش قرار میده
پس برا خودت و زندگیت و برای اینکه انشاالله انشاالله بتونی دراینده زحمت هاشون جبران کنی
برو سراغ حل کردنشه برو مشاور
کتاب بخون و.....