«میروم بخوابم، خرد و خستهام؛ تمام بعدازظهر بیمحابا گریستم؛ تو را بیشتر در آغوش میگیرم. تو هم بیش از پیش دوستم بدار، چون غمگینام.»
پاریس، ۱۰ نوامبر ۱۸۸۶ :
از میان نامهی ژرژ ساند به گوستاو فلوبر.
نیاز دارم یه دخترکوچولو داشته باشم ولی قبلش باید زندگی درست کنم که وقتی میاد اذیت نشه
یکم دیگه صبرکن پرنسس مطمئن میشم چیزیکم نداشته باشی
-نامه ای به دختر آیندام امضا:هادس
"ماوا"
بزرگ ترین رد فلگ من اینه که وقتی چیزی رو میگن که اذیتم میکنه سکوت میکنم.
برا من اینه وقتی چیزی میگن که درمورد اشتباه هیچی نمیگم برا همین ادمای زیادی ازم متنفرن