𝘔𝘪𝘴𝘢𝘬𝘺 𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘤𝘢𝘴𝘵𝘭𝘦 :>👉🏻👈🏻🎀
اسپویلمون نشه؟ 🤏🏻😛 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ #art
ذوق دارممم ببینم اینبار چه شاهکاری در راههه😭😭😭
𝘔𝘪𝘴𝘢𝘬𝘺 𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘤𝘢𝘴𝘵𝘭𝘦 :>👉🏻👈🏻🎀
ذوق دارممم ببینم اینبار چه شاهکاری در راههه😭😭😭
وایوایوای من فدات شممممممممممممممممممممممممممممم آخهههههههه ویددددددددددددددددددددددددددددددد چقدر مهربونییییییببییییبمقسماژیندژنسمطدزبتبنیس
𝘔𝘪𝘴𝘢𝘬𝘺 𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘤𝘢𝘴𝘵𝘭𝘦 :>👉🏻👈🏻🎀
🌱✨ معرفی میکنم، اوسی اصلیم تو مای هیرو ིྀ😭 الان مشخصات میدم #art #oc
اسم:یوریما
فامیلی:سایاکا
سن:تو مدرسه یو ای که بودن 16 اواخر 24
قد:167
شیپ:باکوگو
تایپ؟ ENFP
علایق؟ گیاه ها، نقاشی، طراحی انفجار های باکوگو، وقت گذراندن با دوستاش، خوراکی، خوابیدن، موتور
تنفرات؟ادم لوس، دشمن، گرفتن نمره کم،مسخره شدن نقاشی هاش
کویرک؟living canvas(بوم زنده)
یوریما با استفاده از قلمی که روی گوششه و جوهر جادویی که روی سرش ریخته میتونه کل هایی رو بکشه و زنده کنه، اون قلمو رو برمیداره و به جوهر جادویی سرش میماله و گل هایی که به دسته های مختلف ترکیب میشن پرورش میده:اون میتونه گیاه هایی بلند برای اینکه ازشون آویزون بشی و یا آدمی رو باهاش نجات بدی بکشه_گل هایی که بوی گیج کننده آزاد میکنن و دشمن سرگیجه میگیره_مهم ترین چیزی که میکشه و خودش اونو خیلی دوست داره گیاه های خواب اوره، گیاه هایی رو میکشه که شهدی خواب آور آزاد میکنن و دشمن را به مدتی به خواب میبره_یه گیاه دیگه هم هست که موقع ی عصبانیت رخ میده.... وقتی زیادی عصبانی بشه ناخداگاه گیاهی وحشی و گوشت خوار رو میکشه که میتونه مرگ بار باشه. و همینطور گل و گیاه های مختلف دیگر.
..... ادامه...... ↓
𝘔𝘪𝘴𝘢𝘬𝘺 𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘤𝘢𝘴𝘵𝘭𝘦 :>👉🏻👈🏻🎀
اسم:یوریما فامیلی:سایاکا سن:تو مدرسه یو ای که بودن 16 اواخر 24 قد:167 شیپ:باکوگو تایپ؟ ENFP علایق؟ گ
حالا اگر جوهر جادویی روی موهاش تموم بشه چی؟ اون از طریق عرقش میتونه جوهر جادویی تولید کنه که از روی سرش بالا میاد.
ضعف؟ اگه توی جنگ سختی باشه و عرق زیادی کنه ممکنه جوهر خیلی زیاد بشه و این باعث میشه سر درد بگیره و تعادلش رو از دست بده، و هر چقدر گلی که میکشه پیچیده تر باشه انرژی زیادی ازش میبره و اگه این اتفاق بیوفته ممکنه بیهوش بشه و حتی قلموش بشکنه.
اسم قهرمانی؟ florapen.قلم گیاه.
چه اتفاقی میوفته که نیروش کشف میشه؟ پدر اون میتونست گیاه های پژمرده رو زنده کنه و دوباره بهشون زندگی ببخشه. مادر اون هم یک نقاش معروف بود و در کنارش عاشق گیاه ها بود. یک روز یوریما تو باغچه یکی از گل ها رو روی کاغذش میکشه، اونم با قلمی که خودش ساخته بود. بعد ناگهان گل از تصویر بیرون میاد. مادر و پدر کلی ذوق میکنن و تا میرن پیشش ناگهان شهد گل اونارو به خواب میبره...(: