نمیدونم به عنوان متن اینجا چی بزارم،چیزی جزغم برام نمونده،حس سنگینی دارم،شماخوب بمونید,سبزوخوشحال، بدون دغدغه مردن بازیگر مورد علاقتون توفیلم مورد علاقتون، بدون دغدغه اتفاقای نزدیکتون،سبزیواش.
امروز به مامانم گفتم کاش ازهرفیلم دوتاوجود داشت.
یکی که پایانش بد تموم شه، یکیم خوب، یکی که مثل ۹۰ درصد این فیلمای ایرانی اخرش وحشتناک تموم شه، یکیم که اخرش اونی که بخاطرش نشستی و کل فیلمودیدی زنده بمونه، نمیره، اتفاق بد کم بیوفته، وقتیم بیوفته بشه درستش کرد، منطق باشه، که وقتی این بده رومیبینی خوبه اینو بشوره ببره، میفهمم، من خیلی حساس شدم،ولی من ادم عجیبیم و به چیزای عجیبی وابسته میشم 🕳"
کاش کارگردان بودن راحت بود,میرفتی میگفتی میخوام فلان فیلمو بسازم بافلان بازیگرا، همش مورد علاقت، یه فیلم مورد علاقتو بسازی ، همه اون بازیگرایی که ازشون بدت میاد و بازیگرای مورد علاقتو به قتل رسوندنو بیاری و بازیگرای مورد علاقتم بیاری تاتوی اون فیلم اوناروبکشن,خیلی چیز لذت بخشی میشد🗡🚬"
این نوری که از پنجره میوفته رو گیاهای توخونه و روشنی بهشون میبخشه ستودنیه تا ابد 😭🌿🤏🏻 "
وقتی میام خونه مادربزرگم و از یه چیزی خوشممیاد، میگه بردار ببرش، خیلی مهربونه، و گوگولی، کلی وسایلای قدیمی و نوستالژیک توخونشونه که تک تکشون خوشگلن 😭🍓🍒"