- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
مجسمهجیزو *
و حالا مجسمهی جیزو چیه؟
میگن که محافظ روح بچههاست و از روح بچههایی که به دنیا نیومده باشن و بچههایی که تازه فوت شدن محافظت میکنه
و اول فیلم بچهها سایه دارن ولی تو صحنه.ی آخر هیچ کدومشون سایه ندارن چون دیگه زنده نیستن ، درواقع مِی گمشده و مرده خواهرش هم خودکشی کرده
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اما خب آخرش که اینا برگشتن پیش مادرشون ؟
توی یه صحنهای که بچهها روی شاخه.ی درخت نشستن و مامانشونو نگاه میکنن مامانه میگه حس کردم ساتسوکی و می از روی اون درخت دارن بهم لبخند میزنن و همین یه حرف نشون میده که بچههارو دقیق ندیده چون روح بچهها اونجاست و خودشونو ندیده و اینکه مامانشون روح دیده و بر اساس فرهنگشون یعنی مامانشونم به زودی میمیره
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
تئوری هفتم راجب [ کورالین ] هستش .
اما اصلاً شبیه تمام تئوریهایی که قبلاً خوندید نیست*
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
گربه و بِلدَم*
و تو قرن نوزدهم اون خونه رو خریدن که توش بچهدار بشن و زندگی کنن و این کار رو هم میکنن و بچهدار میشن ولی یه روز بچشون میوفته تو چاه جلوی خونه و میمیره و این اتفاق انقدر حال جفتشونو بد میکنه که کم کم زنوشوهر از هم دور میشن و از هم متنفر میشن
مامان دوم کورالین یا همون بلدم خودشو توی اتاقش حبس میکنه و همینجوری خیاطی میکنه و حین خیاطی تو سرش یه دنیا خیالی میسازه که تو اون دنیا همهی خانوادهش دور هم جمع هستن
یه روز که غرق کارش بوده با خودش فکر میکنه که کاش یه عنکبوت بود و میتونست پایین چاهو تار عنکبوت ببنده که بچش نیوفته و بعدش به خودش میاد و با همون حالت افسردگی بلند میشه میپره تو چاه به امید اینکه بمیره و تو اون دنیا بچشو ببینه