داستان از اونجایی شروع میشه که توی یکی از خیابونهای مصر یه آقای رفتگر یه کیسه پیدا میکنه که از بس بوی بدی داشته حتی واسه خود اون آقا هم عجیب بوده و از اونجایی که کنجکاوی این آقا تحریک شده میاد در کیسه رو باز میکنه و یه جسد در حال تجزیه رو میبینه که استخونای فک و سی.نهش مشخص بوده و دوتا پاهاش بریده شده بوده
زنگ میزنه پلیس و پلیس هم میاد و هیچ چی از اون جسد قابل تشخیص نبوده و فقط میتونن تشخیص بده که مال یه دختر بوده که بین بازه ۱۲ تا ۲۰ سال بوده ...
پس میاد گزارشاتی که توی اون ماه مربوط به دختران توی این سنین بوده رو چک میکنه و فقط یکی بوده که به این جسد بخوره ؛
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
پس میاد گزارشاتی که توی اون ماه مربوط به دختران توی این سنین بوده رو چک میکنه و فقط یکی بوده که به ا
و اون کی بوده ؟ دختری به اسم فرح محمود
بابای فرح وقتی که فرح بچه بوده زندانی میشه و مامانشم ازدواج میکنه و ناپدری فرح بر خلاف تصور آدم خوبی بوده و فرح توی مدرسه این آقا رو به عنوان پدر واقعیش معرفی میکنه .