تو ۸ دسامبر سال ۱۹۵۴ اد میره بار مری ولی داخل نمیره و با خودش یه سورتمه برده بوده و انقدر منتظر میمونه تا همه مشتریها میرن و همون لحظه وارد بار میشه و با اون سورتمه جسد مری رو تا خونه میکشه بعد مری رو میبره توی اشپزخونه تابستونی که یه آشپزخونه خارج از خونهست که اونجا حیوانات رو توی فصل شکار تیکه تیکه و نگهداری میکردن و بعد توی اشپزخونه اصلی میپختن و همه چی اونجا برای سلاخی کردن آمادهست
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اینجای پرونده یه مقدار جزئیاتش حساسه لطفا اگه روحیتون حساس و ضعیفه نخونین****
جسد مری رو سروته از پاهاش از سقف آویزون میکنه و بعد بدنش رو میبره و داخل بدنش رو خالی میکنه و همون شب یک مرد به بار مری میره تا چیزی بخره و متوجه میشه کل بار بهم ریخته و جو خیلی عجیبه و به پلیس خبر میده و پلیسها توی بار یک پوشش گلوله پیدا میکنن و بهغیراین هیچ مدرکی پیدا نمیشه و بعد یه مدت پرونده مری بسته میشه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
این اتفاق توی شهر کوچیک پلینفیلد خیلی عجیب بوده و نظرات مردم دو دسته بوده
یک سریها میگفتن با توجه به شخصیت مری احتمالاً با یک مرد آشنا شده و از اینجا فرار کرده
و دسته دوم میگفتن هرچی که هست اصلا اتفاق خوبی برای مری نیوفتاده
و فکرکنین یه بار اد یکی از این مکالمههارو میشنوه و میره جلو و میگه مری گم نشده، مری تو خونه منه
اما متأسفانه هیچکس حرفشو جدی نمیگیره
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اسم این زن برنیس واردن هست که ۵۸ سالشه و تو ۹ می سال ۱۸۹۹ به دنیا اومده بعدا با یک مرد ازدواج میکنه و دوتا بچه به دنیا میارن اما متأسفانه لیان تو سال ۱۹۳۱ از دنیا میره و برنیس و بچهها تنها میمونن