- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
بعد جنیفرو از ماشین پیاده میکنه و میبره وسط اون زمین و همونطور که گفتم زمین پر از چمنای خیلی بلند بو
یاد اپستین افتادم که بچها میترسوندن :))))))))))
بعد دنیس شروع میکنه به خفه کردن جنیفر اونقدر محکم داشته گردن جنیفر رو فشار میداده که جنیفر فکر میکنه دنیس میخواد گردنشو بشکنه و جنیفر بر اثر این خفگی از هوش میزه و دوباره به هوش میاد و دنیس خاکبرسر دوباره خفهش میکنه
دنیس این کارو چهار بار تکرار میکنه و اونقدر فشار وارد میکرده که جنیفر فکر میکرده هر لحظه ممکنه گردنش پودر بشه
بعد از چهارمین خفگی وقتی جنیفر به هوش میاد متوجه میشه دنیس از پاهاش گرفتتش و داره روی زمین میکشتش و توی این مرحله جنیفر هیچ لباسی تنش نیست و همزمان که دنیس میکشیدتش کلی سنگ و شاخه میرفته توی بدنش
جنیفر میخواسته جیغ بزنه و ناله کنه ولی چون بیهوش بوده تموم اون مدت و الان کامل به هوش نیومده بوده نمیدونسته دنیس باهاش چیکار کرده و منشأ اون همه درد از کجا سرچشمه میگیره و میخواسته این دردو ابراز کنه یه صدایی از خودش در بیاره ولی هیچ صدایی از گلوش در نمیومده و دنیس همینجوری داشته روی زمین میکشیدتش
آخزش دنیس جنیفر رو روی لونه مورچه آتیشی ول میکنه ( اسم این مورچهها fire ant هست بخاطر همین میگم مورچه آتیشی ) ولی در کل این نوع مورچه ها نیششون واقعا دردناکه طوری که اگه یدونه از این مورچهها یه آدم تنومند رو نیش بزنه هم طرف نفس کشیدن از یادش میره
و دنیس بیپدر جنیفر هشت ساله رو بعد از اون همه آزار روی لونه اون مورچهها ول میکنه و بعد جنیفر دنیس رو میبینه که ازش دور میشه و بعد صدای بستن در ماشین و بعد صدای دور شدنش رو
دفعه بعدی که جنیفر چشماشو باز میکنه افتاب طلوع کرده، مورچهها دارن روی بدن جنیفر راه میرن و جنیفر خیلی شگفتزدهست که هنوز زنده ست و جنیفر خیلی درد داشته حتی نمیتونسته سرش رو بلند کنه ببینه کجاست و حتی مطمئن نبوده هنوز توی همون زمینه یا نه چون تنها چیزی که میتونه ببینه آسمونه پس حتی نمیدونه کجاست حتی نمیتونه درخواست کمک کنه و جیغ بزنه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
بعد براش سوال پیش میاد که خب چرا نمیتونم جیغ بزنم چرا صدام درنمیاد ؟
واسه همین تمااام زورشو جمع میکنه تا دستشو بیاره بالا و به گردنش دست بزنه و وقتی اینکارو میکنه میفهمه یه زخم خیلی خیلی بزرگ و عمیق رو گردنشه
بعد به دستش نگاه میکنه میبینه دستش خونیه
دنیس اونقدر عمیق گلوی جنیفر رو بریده بوده که سیستم صوتیش عملا نصف شده بوده و بخاطر همین بوده که جنیفر نمیتونسته جیغ بزنه و ناله کنه
از اون طرف مورچه هم نامردی نکردن بودن و هرجایی که دستشون رسیده بود رو گزیده بودن ولی در عوض زهر این مورچه ها باعث شده بود که خونریزی گردن جنیفر بند بیاد و از یه طرف دیگه هم اون روز داشته نمنم بارون می باریده و این باعث شده بوده که زخم هاش مرطوب بمونن و خشک نشن