eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
187 دنبال‌کننده
596 عکس
121 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
ارنورد به دوستش میگه که یه موجود خیلی ترسناک توی جنگل به من حمله کرد و گازم گرفت دوستش هم که زیاد به اینجور داستان‌های ارنورد عادت کرده بود عصبی میشه و میگه که من ترسیدم انقدر وحشت کرده دیدمت و خلاصه ارنورد رو جدیش نمیگیره
ارنورد به دوستش میگه بابا وایسا حداقل تعریف کنم برات و برمیگرده میگه خیلی موجود مرموز و جذابی بود از اونجایی که تاحالا هیچکس درموردش صحبت نکرده فکر کنم اولین نفرم که کشفش کردم و می‌خوام اسمشو بذارم vamp
ارنورد اولش خوشحال بود از کشفش اما یکم فکر کرد و برگشت با خودش گفت که حاجی همه هیولاها یه بلایی سر آدم میارن ، نکنه الان منو گاز گرفته ی چیزیم بشه و اینا
خلاصه شروع می‌کنه گشتن به دنبال پادزهر تا جلوگیری کنه از هرچیزی که ممکنه رخ بده و شروع می‌کنه گشتن تو افسانه‌های محلی و صحبت‌های پیرزن‌های محل و اینا و برمیگردن بهش عجیب‌ترین راه حل رو میدن و از اونجایی که ارنورد خودش اسکل بود میگه حله انجام میدم
می‌ره با توجه به قیافه‌ی اون وَمپ که تو جنگل دیده تو قبرستون روستا میگرده دنبال اون آدم بعد که شبیه ترین فرد رو پیدا می‌کنه با توجه به افسانه‌های محلی که میگفتن اگر یک مرده بهت حمله کرد باید خاک قبرشو بخوری تا در امان باشی از خاک قبر اون فرد مظنون میخوره :)
د آخه احمق
یعنی این دیوانه رفت از خاک قبر یه فرد رندوم که به نظرش ومپ بود خورددددد :))))))
بعد شاد و خرم میره تو روستا میگه که ارهه دیدید راست می‌گفتم؟ بالاخره یه هیولا دیدم و منو گاز گرفت این رد گاز اثبات می‌کنه تمام حرفای منو ضایع شدید ؟ م بعد ادامه میده که البته نگران من نباشید من با پادزهری که خوردم در امانم
و بچها