اگه دزدان دریایی کارائیب رو دیده باشید تم و فضاش رو یادتونه دیگه پر از اسکلت و استخوان و اینها بوده.
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اگه دزدان دریایی کارائیب رو دیده باشید تم و فضاش رو یادتونه دیگه پر از اسکلت و استخوان و اینها بوده.
و دیزنی عزیز چون میخواسته همهچیز طبیعی و خوشگل و جادویی باشه میره از آزمایشگاهها استخوان و اسکلتهای واقعی انسان رو میخره تا توی یه پارک لعنتی که برای بچههاست استفاده کنه
مردم وقتی این قضیه رو میفهمن کمتر میرن اون پارک و دیزنی هم میبینه اینجوری شده و محبوبیت پارکش داره از بین میره با استخوان پلاستیکیعوضشون میکنه ولی نه همشون رو عوض نمیکنه .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
میگن روح والتدیزنی بعد از مرگ هم نتونسته اونجا رو ترک کنه و اونجا سرگردونه
و حتی کارکنهای زیادی شبانه حین قدم زدن دیدنش.
والت زمانی که زنده بوده توی دیزنی لند یه آپارتمان کوچولو داشته که کاراشو اونجا انجام میداده و عادت داشته که از توی پنجره یه نور کوچیک روشن کنه تا به بقیه نشون بده خودش اونجاست و حواسش به همه چیز هست
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
والت زمانی که زنده بوده توی دیزنی لند یه آپارتمان کوچولو داشته که کاراشو اونجا انجام میداده و عادت
بعد از مرگش آپارتمان رو همونطوری نگه داشتن فقط کسی میرفته برای گرد گیری و تمیزکاری و یه روز یکی از افرادی که برای گردگیری میرفته متوجه میشه لامپ جلوی پنجره روشنه و خاموشش میکنه گردگیری میکنه و میزنه بیرون
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
بعد از مرگش آپارتمان رو همونطوری نگه داشتن فقط کسی میرفته برای گرد گیری و تمیزکاری و یه روز یکی از
از ساختمون که خارج میشه میبینه لامپ بازم روشن شد فکر میکنه اتصالی کرده دوباره برمیگرده بالا و خاموشش میکنه و کلا از برق میکشش. میره بیرون و دوباره میبینه لامپ روشنه
خلاصه میره پیش بقیه و سریع جریان رو تعریف میکنه و همه چک میکنن و بارها امتحان میکنن و متوجه میشن که بله همینطوره و روح والتدیزنی اونجا سرگردانه