- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
خلاصه فردریک توی محل کار جدیدش برای اولین بار دوست پیدا میکنه .
دوستهای جدید فردریک دوتا داداش هستن به اسمهای [ جیمزوریچاردشونفلد ] که مثل فردریک توی اوایل دهه 50 به دنیا اومدن و جیمز دو سال از ریچارد بزرگتره
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
دوستهای جدید فردریک دوتا داداش هستن به اسمهای [ جیمزوریچاردشونفلد ] که مثل فردریک توی اوایل دهه 50
سمت چپی جیمزه سمت راستی ریچارد *
این دوتا داداش بکگراند خانوادگیشون خیلی شبیه فردریک بود [ ایناهم توی خانواده پولداری بزرگ شده بودن اما اینا ثروتشون به اندازه ثروت خاندان وودز ( خانواده فردریک ) قدیمی نبوده و خانوادشون برعکس خانواده فردریک به این دوتا به اندازه کافی بهشون محبت کرده بودن .
توی سال 1974 که فردریک و جیمز 22 سالشونه و ریچارد 20 سال، این سه نفر بخاطر علایق مشترکشون با هم دیگه دوست میشن و خیلی خوب با همدیگه مَچ میشن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
حالا دوستیشون چجوری شکل میگیره؟
جیمز و فردریک توی دوران دبیرستان باهم دوست نبودن اما صرفاً باهم درس میخوندن
تا اینکه یه روز فردریک زنگ میزنه به جیمز و میگه که من میخوام ماشینمو تعمیر کنم میتونی بیای کمکم؟ چون میدونسته که جیمز از ماشین سر در میاره و جیمز میگه آره فقط میتونم داداشمم با خودم بیارم؟ و فردریک میگه آره اوکیه بیار
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
جیمز و فردریک توی دوران دبیرستان باهم دوست نبودن اما صرفاً باهم درس میخوندن تا اینکه یه روز فردریک ز
و اینا اینجوری صمیمی میشن *
حالا این سه نفر همشون عاشق ماشین بودن پس یجورایی ماشینو تبدیل کرده بودن به شخصیتشون برای همین میان یه بیزینسی باز میکنن که توش ماشینای قدیمی و آنتیک رو تعمیر میکردن ولی نمیدونم چه اتفاقی برای این بیزینس میوفته فکر کنم خرابش میکنن