این سه تا که میبینن هیچ سرگرمی و استعداد خاصی ندارن واسه همین شروع میکنن به نگاه کردنِ فیلمهایجنایی [ این فیلمها اینجوری بودن که مثلاً سرقت از بانک و آدمای تحت تعقیب و یا توی بعضی از این فیلمها مجرم یه چیزی یا یه کسی رو میدزدید و میگفت در ازای یه مقدار پول اینو بهتون برمیگردونم ]
و این سه تا اسکل این قضیه به ذهنشون خطور میکنه و تصمیم میگیرن که آدم بدزدن و بعد به این نتیجه میرسن که چون بچهها هیچ شانسی در مقابلشون ندارن و نمیتونن فرار کنن و باهاشون درگیر بشن بیاین بهجای آدمای بزرگسال فقط بچههارو بدزدیم
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و این سه تا اسکل این قضیه به ذهنشون خطور میکنه و تصمیم میگیرن که آدم بدزدن و بعد به این نتیجه میرس
بعد میگن که خب بیاین چندتا بچه بدزدیم تا از چندتا خانواده مختلف پول بگیریم💸💸💸💸💸💸💸💸
و اینا بالغ بر " یکسالونیم " برای انجام اینکار برنامهریزی میکنن و به این نتیجه میرسن که میتونن یه اتوبوس مدرسه رو با بچه های داخلش بدزدن و در ازای برگردوندن بچه ها درخواست 5 میلیون دلار پول بکنن .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و اینا بالغ بر " یکسالونیم " برای انجام اینکار برنامهریزی میکنن و به این نتیجه میرسن که میتونن ی
بچها 5 میلیون دلار توی اون سال میشه معادل حدود 27 میلیون دلار توی 2025 :)))
چوچیلا یه شهر خیلی کوچیک و امن بود که همه همدیگه رو میشناختن جوری که خانواده ها در خونشون رو حتی قفل نمیکردن چون میدونستن هیچ خطری تهدیدشون نمیکنه
[ لریپارک ] که موقع اتفاق افتادن این پرونده 6 سالش بود میگفت که ما حتی نمیدونستیم ترس چی هست
15 جولای 1976 یکی از روزهای خیلی خیلی گرم توی کالیفرنیا بود؛ اون روز، روز یکی مونده به اخر مدرسه برای بچه های مدرسه [ dairyland elementary school ] یا همون [ مدرسهابتداییدِیریلَند ] بوده .