eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
187 دنبال‌کننده
481 عکس
101 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
دوباره برمی‌گردیم به بچها *
الان ساعت چهار صبحه و فردریک و دوستاش چون میخواستن شب بشه تا کسی اینارو نبینه و بتونن روی اوضاع کنترل کامل داشته باشن 12 ساعت بی‌وقفه داشتن رانندگی می‌کردن .
ون‌ها متوقف میشن و فردریک درِ وَنی که اِد داخلش بوده رو باز میکنه و اد رو میاره بیرون و در رو میبنده و بعد از چند دقیقه دوباره در رو باز میکنن و یکی از بچه هارو رندوم میبرن بیرون و در رو میبندن و اون‌لحظه بچه‌ها همشون میچسبن به ته ون و سعی میکنن یجایی رو بگیرن تا اونا نتونن اینارو پیاده کنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
[ جودی‌هفینگتون ] *
جودی یکی از آخرین نفراتی بوده که از ون اول میارنش بیرون و اونجا ازش میپرسن اسمت چیه؟ جودی هم میگه اسمم پودینگ تانگه :)))
چون جودی نمیدونسته که اینا دارن اسم و فامیلشو ازش میپرسن که زنگ بزنن به خانوادش چون تا اینجا فردریک اینا نمیدونن کیارو دزدیدن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
چون جودی نمیدونسته که اینا دارن اسم و فامیلشو ازش میپرسن که زنگ بزنن به خانوادش چون تا اینجا فردریک
بعد اینا وسایل جودی رو ازش میگیرن ( میخواستن یکیشونو بفرستن برای خانوادش به عنوان مدرک اینکه بچشون پیش این خاکبرسراست ) و به یه حفره‌ای توی زمین اشاره میکنن که یه نردبون ازش زده بوده بیرون و بهش میگن برو اون تو
[ مایکل‌مارشال ] بچه 14 ساله‌ای که بزرگترین دانش‌آموز بین بچه‌ها بوده .
مایکل آخرین نفریه که از ون میره بیرون و فکر میکرده همه کسایی که همراهشون بودن به قتل رسیدن ولی بعد از اون حفره میره پایین و میبینه هممممه بچه ها و اد، زنده توی یه اتاقک داخل اون زیرِ زمین هستن .
بعد از اینکه همه بچه‌ها و اد میرن توی اون اتاقی که این سه تا زیر زمین ساخته بودن، فردریک و دوستاش نردبونو میکشن بالا و داد میزنن که "مابرمیگردیم " و بعد یه در آهنی میذارن روی اون حفره و بعد صدای جابجا کردن یه چیزایی روی اون در آهنی که گذاشته بودن روی حفره میاد و بچه ها نمیدونستن چه اتفاقی داره میوفته ولی کاری که اون سه تا احمق داشتن میکردن این بوده که یه صفحه آهنی خیلی سنگین میذارن روی اون دریچه و بعد دوتا باتری کامیون میذارن روی اون صفحه آهنی و هرکدوم از این باتریا 100 پوند وزن داشته یعنی جمعا 200 پوند میذارن روی اون صفحه آهنی و بعد بچه‌ها صدای ریخته شدن خاک روی سرشون رو میشنون
حالم بد :)))))