میگن پسر صاحب شرکت یه چند وقتی بود که اونجا کندوکاو انجام میداد [ یعنی جرثقیل میاورد و زمینو میکند و این داستانا ] و پلیس اینجا میفهمه که کی اینکارو کرده ؟ پسر صاحب شرکت .
ولی پلیسا میدونستن که گروگانگیرها سه نفر بودن و اینجوری میشن که اوکی یکی از اون سه نفر پسر صاحب شرکته، اون دوتای دیگه کی هستن ؟
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
ولی پلیسا میدونستن که گروگانگیرها سه نفر بودن و اینجوری میشن که اوکی یکی از اون سه نفر پسر صاحب شرکت
پس اینجوریه که میرن سابقه کیفری فردریک رو چک میکنن و متوجه میشن که چند سال پیش فردریک بخاطر سرقت اتوموبیل دستگیر شده بوده و وقتی فردریک دستگیر شده بوده دوتا از دوستاش هم باهاش دستگیر شده بودن و اینجوری میفهمن که این سه نفر بودن و این احمقا خیلی راحت شناسایی میشن
از اونجایی که پلیس مطمئن بودن یکی از گروگانگیرها پسر صاحب شرکته و چون فردریک اون موقع اونجا زندگی میکرده میرن خونه پدرومادر فردریک رو میگردن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
از اونجایی که پلیس مطمئن بودن یکی از گروگانگیرها پسر صاحب شرکته و چون فردریک اون موقع اونجا زندگی می
پلیس خونه رو میگرده و اسلحهای که این سهنفر برای گروگانگیری استفاده کرده بودن رو پیدا میکنن
و بعد یه چیز خیلی جالب تر پیدا میکنن یه کاغذی بوده که روش نوشته شده بوده plan [ نقشه ]
و کل برنامه گروگانگیری توی این کاغذ نوشته شده بوده
اینجوری بوده که سمت راست کاغذ نقشهشونو نوشته بودن بعد سمت چپ نوشته بودن که اگه نقشه طبق برنامه پیش نرفت چیکار کنیم و یه پلن b هم داشتن
و پلیس نه تنها نقشهشونو پیدا میکنه بلکه یه کاغذ دستنویس دیگه هم پیدا میکنن که متنی بوده که اینا میخواستن برای پلیس بخوننش وقتی باهاشون تماس گرفتن ولی خب موفق نشده بودن و پلیسا حتی اینم پیدا میکنن یعنی حتی الان انگیزه رو هم میدونستن و دیگه لازم نبوده برن بپرسن انگیزه شما چی بوده دیگه حتی از اینم سردرآورده بودن🤣🤣