بعد ازشون میپرسن چرا بچه دزدیدین جیمز میگه ما میخواستیم چند نفر رو بدزدیم تا چند میلیون دلار پول دریافت بکنیم و بچههارو انتخاب میکردیم چون اونا خیلی برای همه مهمن و میدونستیم اگه بچه بدزدیم احتمال اینکه دولت برای ازاد کردن بچهها بهمون پول بده خیلی بیشتره و همچنین بچهها نمیتونن با ما بجنگن و دعوا کنن
چون که این سه نفر اون هشت فقره آسیب فیزیکی رو گردن نمیگرفتن دادگاهشون به مقدار طولانیتر شده بود و اون بچههای کوچولو باید به عنوان شاهد حاضر میشدن و ثابت میکردن که آسیب فیزیکی دیدن و این به این معنی بود که بچهها باید گروگانگیرهاشونو توی دادگاه میدیدن باید جلوی این آدما وایمیستادن و برعلیهشون شهادت میدادن
جودی میگه که من با اینکه انقدر جلوی اونا سرتق بودم و بهشون جوابای گنده گنده میدادم برای اولین بار توی دادگاه گریه کردم چون روبرو شدن با اون سه نفر و اون آسیب روحی خیلی بیش از حد بود برای من
یکی دیگه از بچههایی که توی دادگاه حاضر میشه اسمش [ جنیفربراون ] بوده که اون موقع فقط 9 سالش بوده
جنیفر میگه که وقتی توی دادگاه بودم به بابام گفتم ادامسمو بگیر، بعد بابام پرسید چرا و من گفتم چون اگه نگیریش تفش میکنم توی صورت اون سه نفر
و خیلی بامزهست و بعد از شهادتش میره با خبرنگارا هم مصاحبه میکنه و ازش میپرسن چه احساسی داشتی و اول میگه ترسیده بودم ولی بعد میگه من جلوی اونا نمیخواستم هیچ ضعفی نشون بدم
در نهایت هیئت منصفه به این نتیجه میرسن که این سه نفر گناهکارن و بهشون حبس ابد بدون امکان درخواست آزادی مشروط میدن
پنج هفته بعد از اون اتفاق بچهها همگی باهم میرن دیزنیلند تا اون اتفاق رو از ذهن هاشون دور کنن و کلی خوش بگذرونن