یکی دیگه از بچههایی که توی دادگاه حاضر میشه اسمش [ جنیفربراون ] بوده که اون موقع فقط 9 سالش بوده
جنیفر میگه که وقتی توی دادگاه بودم به بابام گفتم ادامسمو بگیر، بعد بابام پرسید چرا و من گفتم چون اگه نگیریش تفش میکنم توی صورت اون سه نفر
و خیلی بامزهست و بعد از شهادتش میره با خبرنگارا هم مصاحبه میکنه و ازش میپرسن چه احساسی داشتی و اول میگه ترسیده بودم ولی بعد میگه من جلوی اونا نمیخواستم هیچ ضعفی نشون بدم
در نهایت هیئت منصفه به این نتیجه میرسن که این سه نفر گناهکارن و بهشون حبس ابد بدون امکان درخواست آزادی مشروط میدن
پنج هفته بعد از اون اتفاق بچهها همگی باهم میرن دیزنیلند تا اون اتفاق رو از ذهن هاشون دور کنن و کلی خوش بگذرونن
ولی متأسفانه برگشتن به زندگی عادی خیلی برای بچهها سخت بوده و این وسط احساس گناه هم میکردن که این اتفاق زندگی خانوادهشونو خراب کرده برای همین وانمود میکردن که نه ما خیلی خوشحالیم و همه چیز خوبه ولی اوکی نبودن
جنیفربراون و مایکلمارشال دوتا از بچههایی بودن که بعد از این اتفاق با خانوادههاشون میشینن و همه اون اتفاقات رو توضیح میدن و صداشونو ضبط میکنن چون احساس میکردن که مهمه که جزئیات این اتفاق یه جا ضبط بشه
چون میدونستن احتمالش هست که ذهنشون این قضیه رو بعد یه مدت فراموش کنه چون این اتفاق واقعا تروماتیک بود و ذهن آدما اینجوریه که گاهی اوقات خاطرات بد رو پاک میکنه تا توی بزرگسالی برای اون فرد تبدیل به تروما نشه
خانواده جنیفر میگن که بعضی شبها جنیفر جیغزنان میومده توی اتاق ما یا توی خواب جیغ میزده و ما وقتی میرفتیم پیشش میدیدیم هنوز خوابه
و یهبار جنیفر میگه که یکی از کابوسهایی که اون موقع میدیده این بوده که همه بچهها توی یه خط ایستادن و یکی داره دونه دونه به پشت سرشون شلیک میکنه
و جنیفر فقط 9 سالشه :)
چند سال بعد از تموم شدن دادگاه و اون قضیه این سه نفر به حکمشون اعتراض میکنن و میگن که اون هشت فقره آسیب فیزیکی اونقدر شدید نبوده که ما لایق این حکم باشیم و این حکمی که بهمون دادین بیانصافیه چون حتی اگه آسیبی هم به بچهها رسیده در حد کبودی بوده و ما لایق این نیستیم که تا اخر عمر ارزشمندمون توی زندان باشیم
و دادگاه با درخواستشون موافقت میکنه و بهشون امکان درخواست آزادی مشروط میده :::::))))))