- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
روی جنیفر عمل جراحی انجام میدن و حال فیزیکیش بهتر میشه بعد از چند روز ولی اون اتفاق براش تبدیل شده ب
و حتی یه بار به یکی از دکترای مرد لگد میزنه تا دورش کنه ولی دکتره ناراحت نمیشه و خیلی هم خوشش میاد از این حرکت چون اینجوری بوده که جنیفر بعد از همچین اتفاقاتی بازهم اون روحیه جنگ جویانه رو توی خودش داره
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
و حتی یه بار به یکی از دکترای مرد لگد میزنه تا دورش کنه ولی دکتره ناراحت نمیشه و خیلی هم خوشش میاد ا
و میان تمام پزشکا و پرستارای زن رو جمع میکنن تا جنیفر فقط با زنای اونجا ارتباط داشته باشه و شرن 24 ساعته توی اتاق جنیفر بوده و حتی وقتی جنیفر خواب بوده هم باز پیشش می مونده تا چیزی باعث اذیت شدن جنیفر نشه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
و میان تمام پزشکا و پرستارای زن رو جمع میکنن تا جنیفر فقط با زنای اونجا ارتباط داشته باشه و شرن 24 س
و دلیل دیگهش هم این بوده که دنیس هنوز دستگیر نشده بوده و هنوز اون بیرون بوده و همه نگران بودن که دنیس برگرده و بخواد کار نیمه تمومش رو تموم کنه و جنیفر رو به قتل برسونه و بعد از الین شرن دومین نفری بوده که جنیفر بهش کاملا اعتماد میکنه و یه رابطه خیلی نزدیک به وجود میاد بین این دو نفر و شرن و جنیفر هنوز با هم دوستن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
حالا یادتونه بهتون گفتم که دکترا گفته بودن جنیفر دیگه نمیتونه حرف بزنه؟
یه روز جنیفر به مامانش میگه من شکلات میخوام و مامانش هم الان که میدیده وضعیت دخترش اینجوریه میگفته باشه چون دیگه جنیفر مثلا نگفته بوده که اسب میخوام صرفا یه شکلات بوده و مامانش براش فراهم میکرده ولی اون روز الین به جنیفر میگه نه دیگه بسه خیلی شکلات خوردی کم مونده زخم معده بگیری
و بعد جنیفر تمام توانش رو جمع میکنه تا داییش رو صدا بزنه چون میدونست داییش اگه بفهمه حتما براش شکلات میخره و بعد یه صدای خیلی ریز از توی گلوش در میاد و همه اینجوری بودن که این صدا الان از گلوی جنیفر در اومد؟
و دکترا میان که گلوش رو چک کنن ولی بعد میگن نه هیچ تغییری ایجاد نشده توی سیستم صوتیش ولی جنیفر فرداش از خواب بیدار میشه و شروع میکنه مثل بلبل حرف زدن
بهتون گفتم که جنیفر از مردا میترسیده و این مردا شامل پلیسها هم میشدن
پس پلیس تا اینجا نتونسته بودن هیچ اعترافی چیزی بگیرن از جنیفر ولی یه روز شرن شروع میکنه با جنیفر حرف زدن میگه من یه دختر دارم که همسن توعه شما جفتتون به یه اندازه برای من مهمین همونقدر که من دختر خودمو دوست دارم تورو هم دوست دارم و جنیفر یهو نگران میشه و با خودش میگه اگه دنیس بره سراغ دختر شرن و این بلا رو سر دختر اون هم بیاره چی و شرن خیلی برای جنیفر عزیز بوده پس اون لحظه جنیفر خیلی میترسه و الان نگرانیش برای دختر شرن بوده پس به شرن میگه برو برام کاغذ و خودکار بیار میخواسته همه چیزو توی کاغذا بنویسه و تعریف کنه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
بهتون گفتم که جنیفر از مردا میترسیده و این مردا شامل پلیسها هم میشدن پس پلیس تا اینجا نتونسته بودن
این قضیه برای قبل از اینه که جنیفر بتونه صحبت بکنه *
و بعد پلیسا گل از گلشون میشکفه و به شرن کاغذ و خودکار میدن بره بده به جنیفر و سوالایی که میخواستن ازش بپرسن رو هم روی کاغذ مینویسن
ولی از اونجایی که جنیفر هشت سالش بوده پلیس زیاد امیدی نداشتن به این موضوع ولی بعد جنیفر شروع میکنه همممه چیز رو دقیق و با جزئیات مینویسه و جنیفر توی این کاغذا اینارو مینویسه میگه من خواب بودم، یه مرد منو از پنجره برداشت و منو برد. جوون بود حدودا سی ساله سفید پوست بود سبیل داشت عینکی بود و یه زخم روی صورتش داشتاسمش دنیس بود به من گفت پلیسه گفت لباساتو در بیار ولی من گفتم نه منو لیس زد چاقوی جیبی داشت منو کشید توی یه زمین بزرگ ماشینش یه رنگ آبی زشتی بود آبجو خورد و سیگار کشید
و بعد یجا نوشته بود I'm in pain یعنی من درد دارم از فعل حال استفاده کرده بود نه فعل گذشته :)))
و شرن توی این تایمی که جنیفر داشته مینوشته خیلی تشویقش میکرده ولی بعد میرفته بیرون گریه میکرده چون دردی که جنیفر کشیده بوده رو نمیتونسته هضم کنه