بعد جنگ یه مدت میگذره و این از یک طرف جنگل وارد میشه و بعد اینکه از اونور جنگل در میاد هراسون میره پیش دوستش و انقدر وحشت کرده بود که خود دوستش هم ترسید
و علاوه بر هراسون بودن یک کوچولو خیلی کم خونی بود گردنش
ارنورد به دوستش میگه که یه موجود خیلی ترسناک توی جنگل به من حمله کرد و گازم گرفت دوستش هم که زیاد به اینجور داستانهای ارنورد عادت کرده بود عصبی میشه و میگه که من ترسیدم انقدر وحشت کرده دیدمت و خلاصه ارنورد رو جدیش نمیگیره
ارنورد به دوستش میگه بابا وایسا حداقل تعریف کنم برات و برمیگرده میگه خیلی موجود مرموز و جذابی بود از اونجایی که تاحالا هیچکس درموردش صحبت نکرده فکر کنم اولین نفرم که کشفش کردم و میخوام اسمشو بذارم vamp
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
ارنورد به دوستش میگه بابا وایسا حداقل تعریف کنم برات و برمیگرده میگه خیلی موجود مرموز و جذابی بود از
ما سال یازدهم یه برنامه باید نصب میکردیم با نام vamp :)😂
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
ارنورد به دوستش میگه بابا وایسا حداقل تعریف کنم برات و برمیگرده میگه خیلی موجود مرموز و جذابی بود از
حالا vamp / ومپ چیه ؟
به شخصیتی که بسیار مرموز و خوشگل که اغلب زنه گفته میشه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣 .
حالا vamp / ومپ چیه ؟ به شخصیتی که بسیار مرموز و خوشگل که اغلب زنه گفته میشه
از همینجا اسم ومپ موند رو این موجود ناشناخته
ارنورد اولش خوشحال بود از کشفش
اما یکم فکر کرد و برگشت با خودش گفت که حاجی همه هیولاها یه بلایی سر آدم میارن ، نکنه الان منو گاز گرفته ی چیزیم بشه و اینا
خلاصه شروع میکنه گشتن به دنبال پادزهر تا جلوگیری کنه از هرچیزی که ممکنه رخ بده و شروع میکنه گشتن تو افسانههای محلی و صحبتهای پیرزنهای محل و اینا و برمیگردن بهش عجیبترین راه حل رو میدن و از اونجایی که ارنورد خودش اسکل بود میگه حله انجام میدم
میره با توجه به قیافهی اون وَمپ که تو جنگل دیده تو قبرستون روستا میگرده دنبال اون آدم بعد که شبیه ترین فرد رو پیدا میکنه با توجه به افسانههای محلی که میگفتن اگر یک مرده بهت حمله کرد باید خاک قبرشو بخوری تا در امان باشی از خاک قبر اون فرد مظنون میخوره :)
یعنی این دیوانه رفت از خاک قبر یه فرد رندوم که به نظرش ومپ بود خورددددد :))))))
بعد شاد و خرم میره تو روستا میگه که ارهه دیدید راست میگفتم؟ بالاخره یه هیولا دیدم و منو گاز گرفت این رد گاز اثبات میکنه تمام حرفای منو ضایع شدید ؟
م بعد ادامه میده که البته نگران من نباشید من با پادزهری که خوردم در امانم