- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
میخاین مثالشو بزنم؟ هاشم مگه جد پیامبر نیست، بنی هاشم، پس قبرش توی غزه چیکار میکنه مگه عربستان نیستن
حالا برادر هاشم که اسمش مطلب بوده میره توی تجارت اینا میره خونهی همون بزرگ مدینه، یه پسر بچه ای میبینه داره با شمشیر بازی میکنه، پسر بچه میگه من شیبابنهاشمم، میگه عه اسم برادرمو اینا، زن هاشم گریه میکنه و میگه یه چیزی بهت میگم این بچه برادرزادته و برادرت با من ازدواج کرد وقتی رفت غزه مسموش کردن و کشتنش. مطلب که داستان میدونه بچه رو برمیداره و که دو روایت نقل شده، بعضی میگن بچه رو به زور برده بعضی میگن مادرشو راضی کرده💆🏻♀✨
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
حالا برادر هاشم که اسمش مطلب بوده میره توی تجارت اینا میره خونهی همون بزرگ مدینه، یه پسر بچه ای میب
خلاصه بچه رو میبره و اسمشو میزاره عبدالمطلب که شک نکنن این برادر زادهشه بخان بکشنش! چرا چون یهود میدونست از نسل ایناست به هر طریقی اگه میفهمید میکشتش! گذشت، عبدالمطلب و بعدش عبدالله و در نهایت رسولالله💆🏻♀
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
خلاصه بچه رو میبره و اسمشو میزاره عبدالمطلب که شک نکنن این برادر زادهشه بخان بکشنش! چرا چون یهود می
میرم سراغ رسولالله، یه زن یهودی به نام قتال اون زمان همش میرفت پیش عبدالله پدر حضرت رسول، و اون زمان حضرت عبدالله ام یه جوان برازنده و خوشگل بود. همش میرفت کنار راه حضرت عبدالله میگفت چه جوون خوبی و میخامتو اینا💆🏻♀😂 حضرت عبدالله ام میگفت بیا برو تو یخودی از ایین حضرت موسی ای من حنفی ام پیرو دین حضرت ابراهیمم. این زن خیلی خوشنامم نبود، به قول خودمون هرزه بود💀.
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
میرم سراغ رسولالله، یه زن یهودی به نام قتال اون زمان همش میرفت پیش عبدالله پدر حضرت رسول، و اون زما
خلاصه قتال میاد میگه پس بیا یه کاروان تجاری راه بندازیم و حضرت عبدالله قبول میکنه میگه میام ولی تورو نمیگیرمت، مادر حضرت عبدالله متوجه که میشه میره به حضرت عبدالمطلب میگه و اینام سریع تا پسرشون از دست نرفته میرن حضرت امنه رو که داستانش مفصله برای عبدالله میگیرن، حالا حضرت عبدالله بعد ازدواجش میاد میگه به قتال که خب حالا بیا کاروانمونو راه بندازیم، این زنیکه ام برمیگرده میگه: دیگر فایده ای ندارد، من میخاستم نوری که از سلب تو بود از رحم من به دنیا بیاید!💆🏻♀✨(دیگی که واسهی من نمیجوشه نمیخام دیگه اصلا بجوشه😂)
حضرت عبدالله کاروان تجاری راه میندازه میره شمال مدینه جایی که یهودیها ساکنن و میمیره، غافل از اینکه حضرت آمنه دو ماهه بارداره! حالا شما بگو چه دلیلی داره حضرت امنه بچهاش به دنیا بیاد بده بچه رو به دایه بره وسط بیابون بزرگش کنه💆🏻♀!
حالا شما بگو رسم عرب بوده؟ اخه اگه رسم بوده چرا بچه رو ندادن به ینفر داخل مکه؟ چرا فرستادنش دست یه دایه از قبیله فقیر؟ که عبدالمطلب وقتی دایه رو دیده گفته این چجوری میخاد این بچه رو شیر بده؟ چرا حمزه که بزرگتر بوده دادن دست دایه؟ اصلا چرا تا پنج سالگی حضرت رسول پیش دایه بوده؟ اینا بچه رو دادن بره که دست یهودیا نرسه بهش!💆🏻♀
کتابی دارن یهودیان به نام رویای کودکی، که در اون ریز مشخصات پیامبر نوشته شده، تا رنگ چشم و خال و گونه! و جالب تر اینه که این کتاب هفتاد سال قبل پیامبر نوشته شده💀
اصلا یه سوال؟ اینا شمال مدینه چیکار میکردن؟ اینا از ۳۰۰ سال پیش از تولد میدونستن! ایه قران هست یعرفون هو کما یعرفون ابناءکم؛ جوری پیامبر شناختن که انگار مادر بچهشو بشناسه که آیات بیشتری هم در قران اشاره شده! اینا در این حد پیامبر میشناختن، بعد بهونه میاوردن که اره اومدیم پیامبر خاتم زیارت کنیم! اره جون خودتون🚮
اینا مدام مشرکان تشویق میکردن پیامبر بکشن، پشت همهی جنگ های پیامبر دسیسه داشتن💆🏻♀! میگن پیامبر ما رحلت کرد! کی گفته؟ پیامبر به دست یک پیرزن یهودی با یک تکه گوشت که در اون زهر ریخته شده بود مسموم شد!
آخرم پیامبر کشتن، و حالا شروع کردن دونه دونه انتقام کشیدن، از اونی که قلعشونو فتح کرده بود، قلعهشون چی بود؟ خیبر✅
خیبر کی فتح کرد؟ علیابنابیطالب
جایزه فتح خیبر چیبود؟ فدک
به کی رسید؟ حضرتفاطمهزهرا
گفتن وایسین حساب شماهم میرسیم، اول همه که نذاشتن امیرالمومنین به حکومت برسه و بعد هم پاسخ فدک دادن، ابو حریره یهودی بود گفت من مسلمون شدم :) یه تنه 30 هزارتا حدیث وارد دین کرد!