eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
187 دنبال‌کننده
481 عکس
101 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
پدر فردریک از همون بچگی همیشه میزد تو سر فردریک و می‌گفت که هیچوقت نمیتونی به اندازه من موفق بشی تو قراره شکست بخوری و ...
پدر فردریک علاوه بر اینکه ثروت خانوادگی بهش به ارث رسیده بود و یه بیزینسمن خیلی موفق هم بود و رسماً کلی پول داشت اضافه میکرد به اون پولی که بهش ارث رسیده بود و این پتانسیل رو توی فردریک نمیدید که بخواد راهشو ادامه بده .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
پدر فردریک علاوه بر اینکه ثروت خانوادگی بهش به ارث رسیده بود و یه بیزینسمن خیلی موفق هم بود و رسماً
و برای همین بزرگترین و مهمترین چیز دنیا برای فردریک این بود که بتونه تأیید پدرش رو به دست بیاره ولی خب این کار راحتی نبود واسه فردریک .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و برای همین بزرگترین و مهمترین چیز دنیا برای فردریک این بود که بتونه تأیید پدرش رو به دست بیاره ولی
فردریک هیچ استعداد خاصی نداشت؛ نمرات خوبی توی مدرسه نمیگرفت و از هر لحاظ خیلی نرمال و بیسیک بود و خانواده‌ش هیچ امیدی بهش نداشتن .
البته مشکل فردریک این نبود که صرفاً نتونه درس بخونه یا استعداد ذاتی نداشته باشه یا همچین چیزی بلکه فردریک بشدت آدم لوس و ننری بود و به عنوان یه بچه‌ای که از بچگی همه چیز براش فراهم بوده برای هیچ‌چیزی تلاش نمیکرد و اصلاً نیازی نمیدید که بخواد خودشو تکون بده و حرکتی بکنه
توی دهه 70 که فردریک 19 ساله شد، ترک تحصیل کرده و با دوست‌دختر دوران دبیرستانش ازدواج می‌کنه ولی ازدواج موفقی نداره چون بشدت آدم بی‌مسئولیتی هستش و کار نمیکنه و با پول ماهیانه‌ای که باباش بهش میده زندگی میکنه .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
توی دهه 70 که فردریک 19 ساله شد، ترک تحصیل کرده و با دوست‌دختر دوران دبیرستانش ازدواج می‌کنه ولی ازد
و بچه‌ها این احمق از اون پول ماهیانه فقط برای خودش استفاده میکرد یعنی با زنش شریک نمیشد 😭
یعنی با خودش فکر نمیکرد که خب من الان تشکیل خانواده دادم و باید پولمو خرج خانوادم بکنم بلکه با اون پول میرفت کلی ماشین و وسایل آنتیک و عتیقه می‌خریده :))))))
د آخه نکبت :)))))))
همچنین خیلی آدم عجیب‌غریبی بود بود و بنظر میومد از هیچکس خوشش نمیاد؛ چون نه دوستی داشت نه با کسی معاشرت می‌کرد نه با اعضای خانواده‌ش رابطه خوبی داشت و همچنان از لحاظ اجتماعی وضعیتش به حدی افتضاح بود که اگه یه غریبه میومد تو مِلکِش با تفنگ به آسمون شلیک میکرد تا طرف اونجا رو ترک کنه .
بعد از یه اتفاقی که همسر فردریک فکر میکنه که شاید فردریک واقعاً آدم خطرناکیه و باید ازش دوری کنم ..