بعد پلیسا زنگ میزنن به FBI و میگن که 27 نفر از توی یه اتوبوس مفقود شدن کمک میخوایم و چند دقیقه بعد سی تا افسر FBI میان چوچیلا تا به پلیس چوچیلا کمک کنن و از همون ثانیه اول این اخبار توی سراسر کشور پخش میشه و همه رسانهها و روزنامهها داشتن اخبارو پوشش میدادن
الان ساعت چهار صبحه و فردریک و دوستاش چون میخواستن شب بشه تا کسی اینارو نبینه و بتونن روی اوضاع کنترل کامل داشته باشن 12 ساعت بیوقفه داشتن رانندگی میکردن .
ونها متوقف میشن و فردریک درِ وَنی که اِد داخلش بوده رو باز میکنه و اد رو میاره بیرون و در رو میبنده و بعد از چند دقیقه دوباره در رو باز میکنن و یکی از بچه هارو رندوم میبرن بیرون و در رو میبندن و اونلحظه بچهها همشون میچسبن به ته ون و سعی میکنن یجایی رو بگیرن تا اونا نتونن اینارو پیاده کنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
[ جودیهفینگتون ] *
جودی یکی از آخرین نفراتی بوده که از ون اول میارنش بیرون و اونجا ازش میپرسن اسمت چیه؟ جودی هم میگه اسمم پودینگ تانگه :)))
چون جودی نمیدونسته که اینا دارن اسم و فامیلشو ازش میپرسن که زنگ بزنن به خانوادش چون تا اینجا فردریک اینا نمیدونن کیارو دزدیدن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
چون جودی نمیدونسته که اینا دارن اسم و فامیلشو ازش میپرسن که زنگ بزنن به خانوادش چون تا اینجا فردریک
بعد اینا وسایل جودی رو ازش میگیرن ( میخواستن یکیشونو بفرستن برای خانوادش به عنوان مدرک اینکه بچشون پیش این خاکبرسراست ) و به یه حفرهای توی زمین اشاره میکنن که یه نردبون ازش زده بوده بیرون و بهش میگن برو اون تو
مایکل آخرین نفریه که از ون میره بیرون و فکر میکرده همه کسایی که همراهشون بودن به قتل رسیدن ولی بعد از اون حفره میره پایین و میبینه هممممه بچه ها و اد، زنده توی یه اتاقک داخل اون زیرِ زمین هستن .
بعد از اینکه همه بچهها و اد میرن توی اون اتاقی که این سه تا زیر زمین ساخته بودن، فردریک و دوستاش نردبونو میکشن بالا و داد میزنن که "مابرمیگردیم " و بعد یه در آهنی میذارن روی اون حفره و بعد صدای جابجا کردن یه چیزایی روی اون در آهنی که گذاشته بودن روی حفره میاد و بچه ها نمیدونستن چه اتفاقی داره میوفته ولی کاری که اون سه تا احمق داشتن میکردن این بوده که یه صفحه آهنی خیلی سنگین میذارن روی اون دریچه و بعد دوتا باتری کامیون میذارن روی اون صفحه آهنی و هرکدوم از این باتریا 100 پوند وزن داشته یعنی جمعا 200 پوند میذارن روی اون صفحه آهنی و بعد بچهها صدای ریخته شدن خاک روی سرشون رو میشنون
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
بعد از اینکه همه بچهها و اد میرن توی اون اتاقی که این سه تا زیر زمین ساخته بودن، فردریک و دوستاش نر
فردریک و ریچارد داشتن این 27 نفرو زنده زنده دفن میکردن :))))