eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
188 دنبال‌کننده
525 عکس
101 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
یعنی فکر کنین 27 نفر که 26 نفرشون بچه‌های بین 5 تا 14 سالن زیر زمین دفن شدن، اکسیژن کافی ندارن، غذای کافی ندارن و ترسیدن بعد این سه نفر میخوان کپه‌مرگشونو بذارن :)
این سه‌تا انگل یه لوله بخاری گذاشته بودن توی سقف اون تریلر تا اکسیژن بره و بیاد و بیرون تریلر جلوی اون لوله بخاری یه پنکه کوچولو گذاشته بودن تا باد بده داخل و بعد از چند ساعت باتری این پنکه تموم میشه و دیگه همون یه ذره اکسیژن هم وارد تریلر نمیشه و بچه ها دیگه داشتن از حال میرفتن و دچار حمله عصبی میشدن
دیگه هرچقدر که اِد و مایکل تلاش میکردن بچه هارو آروم کنن، اما چون موقعیت اینجوری بوده که بچه‌ها برای یه مدتی آروم میشدن و بعد یکی میزد زیر گریه و بقیه هم پشت سرش شروع میکردن به گریه کردن موفق نمیشدن و اِد خیلی ترسیده بود چون میدونست اگه بچه ها همینجوری گریه کنن اکسیژن بیشتری مصرف میشه و اون مقدار اکسیژنی که داخل تریلر هست حتی زودتر از اون تایمی که باید تموم میشه
12 13 ساعت بود که این 27 نفر زیر زمین دفن شدن و این به اندازه کافی خطرناک و ترسناک هست ولی بعد یه اتفاق خطرناک‌تر دیگه شروع میکنه به افتادن
اد و بچه‌ها متوجه میشن بخاطر اینکه تریلر خیلی قدیمی بوده و اینا زیر زمین دفنش کرده بودن و وزن اون خاکی که روی سقف و کنار دیواره ها بوده فشار وارد میکرده به تریلر سقف تریلر داره خم میشه و میاد پایین
و همه بچه‌ها میدونستن که اگه از گرسنگی و کمبود هوا نمیرن قطعا در و دیوار تریلر میریزه روشون و همشون زیر آوار و خاک میمونن
مایکل 14 ساله میگه که من نمیخوام اینجا بمیرم مایکل تا اینجا هم خیلی بزرگسالانه رفتار کرده بوده یعنی مثلاً بچه‌هارو آروم کرده بوده به اد کمک کرده بوده ولی اینطوری بود که اگه دست رو دست بذاریم هممون اینجا میمیریم
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
مایکل 14 ساله میگه که من نمیخوام اینجا بمیرم مایکل تا اینجا هم خیلی بزرگسالانه رفتار کرده بوده یعنی
و میره به اد میگه ما باید هرچه سریعتر از اینجا بریم بیرون و تنها راه خروج اون حفره روی سقفه و باید یه جوری از اونجا بریم بیرون و اد اینطوریه که خب ما اگه از اینجا بریم اون بیرون بازم به احتمال 99.9% اون سه تا اون بیرونن و کافیه ببینن ما داریم تلاش میکنیم که فرار کنیم تا بهمون شلیک کنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و میره به اد میگه ما باید هرچه سریعتر از اینجا بریم بیرون و تنها راه خروج اون حفره روی سقفه و باید ی
ولی مایک اینطوریه که من اگه قرار باشه بمیرم ترجیح میدم ریسک کنم و تو هوای آزاد بمیرم نه این زیر
اینجاست که هر 27 نفر دست به دست هم میدن تا از تنها راه موجود فرار کنن؛ همه تشکای توی تریلر رو جمع میکنن و میذارن روی هم تا بتونن برن روی تشک ها و به حفره روی سقف دسترسی پیدا کنن و بچه‌ها تا جایی که اون تشکا میتونستن وزنشونو ساپورت کنن میرفتن روی سقف و فشار وارد میکردن به اون حفره و بقیه بچه ها میرفتن روی شونه بچه‌های دیگه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
[ جودی‌هفینگتون ] *
مثلاً جودی یکی از دخترایی بوده که هم قدبلند بوده هم استخون بندی درشت‌تری داشته و هم قوی‌تر بوده و نصف بچه‌ها میرفتن روی شونه‌های جودی تا بتونن به سقف دسترسی پیدا کنن