- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و حالا چون خودش نمیتونه اینکار رو انجام بده یه فرشته میاد که بهش کمک کنه بتونه از این دلبستگیهاش دل
مثل ایشون که تو دنیای واقعی وجود نداره
یا اوایل فیلم میبینیم کارل حتی نمیتونه از پلهها بره بالا پایین چطوری آخرای فیلم علاوهبراینکه دیگه عصاشو کنار میذاره از طناب سر میخوره و اون جنگولک بازیهارو درمیاره ؟
براساس این تئوری راسل یه فرشتهی نگهبان بوده که وظیفهی آخرش قبل از به دست آوردن بالهاش این بوده که کارل رو به سمت زندگیِ بعدازمرگ هدایت کنه و از اونجایی که کارل و الی همیشه آرزوی بچه داشتن خودشو به شکل یه بچه درآورده
مثل تمام انیمیشنهای دیزنی پیترپن هم یه داستان دارکی پشتشه که دیزنی چون میخواسته برای بچهها درستش کنه یکم از حجم دارکی ماجرا کم کرده، توی ورژن اصلی، پیترپن انقدر از آدم بزرگا متنفره که دوست داره بکشتشون و اینکار رو هم انجام میده .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اما چطوری؟
هر نفسی که یه بچه توی نِوِرلند میکشه باعث میشه یه آدم بزرگ تو دنیای واقعی بمیره، پیترپن هم که این قضیه رو میدونسته از قصد تندتند نفس میکشیده که آدمای بیشتری بمیرن و براش مهم نبود که اون آدمه خوبه یا بد، به جز این هربار که یه بچه قانون نورلند یعنی بزرگ شدن رو میشکسته بچه رو از نورلند مینداخته بیرون و میبرده و توی دریا غرقش میکرده