eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
187 دنبال‌کننده
481 عکس
101 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
مک‌من از این خانم و از بقیه که داشتن این مدل پرونده‌هارو تشکیل میدادن شکایت میکنه ولی انقدر پرونده ها زیاد شد که‌نتونست ادامه بده و شکایتشو پس گرفت و ریتا بعد از این قضیه سکوت کرد و دیگه‌چیزی نگفت چون‌میدونست مک‌من میتونه از زیر همه چیز در بره
توی سال ۲۰۰۶ مک‌من بازم به آزار جن-سی داخل یه سالن سولاریوم متهم شد یکی از کارکنا ادعا کرد که مک‌من عکسای ل.خت خودش رو بهش نشون داده و وقتی اون خانومه سعی کرده موقعیتشو هندل کنه مک‌من گفته من فقط میخوام یکم خوش بگذرونم همین و بعد خانومه رو مورد تج.اوز قرار میده و دختر مک‌من تایید میکنه که مک‌من اون موقع اونجا بوده
مک من حتی پلیس رو هم خریده بود😂😂😂😂😂😂
این‌چهارتا برای یه تور دو هفته‌ای برای کمک‌های نظامی به عربستان ، کویت و افغانستان رفتن
حالا این خانومه سمت راستی اسمش اشلی ماسارو هستش که یه تجربه‌ی ناگوار رو گزارش کرده ....
این خانم تو اون تایم عادت ماهانه‌اش شروع میشه و احتیاج داشت که داخل کمپ بمونه و این درخواست رو داشت ولی افراد اونجا اصرار داشتن که باید بره به بخش درمانی چون که بدنش کم آبی داره و اشلی میگفتش که من میدونم فقط عادت‌ماهانه‌ام کم آبی چیه آخه و اونا میگفتن که خفه‌شو تو‌ کم آبی ما میدونیم و میبرنش به بخش درمانی
داخل اون بخش یه سری سِرم بهش میزنن بقیه کمپ رو ترک میکنن که برن ناهار بخورن و بعد از چند ساعت یه اقایی با یه تیشرت و شلوارک‌ وارد بخش درمانی شد و اشلی شنید که بقیه میگن تولدشه مرد خودشو به عنوان یک پزشک ارتش معرفی کرد اما اشلی شک کرد چون این یارو اصلا حتی لباس پزشکی هم تنش نبود
درواقع این فرد یه آدم عادی بوده که تولدش بوده و هدیه‌ی تولدش اشلی بود
داخل همون‌وضعیت این فرد اومد یه سرم دیگه با یه ماده‌ی دیگه به اون یکی دست اشلی تزریق کرد و اشلی میگفت که وقتی این ماده وارد بدنم شد حس کردم‌ که فلج شدم و حتی نمیتونستم خودمو تکون‌ بدم یا حتی فریاد بزنم
میگفت بیدار بودم ولی نمیتونستم بدنم رو کنترل کنم و این‌مرد با وحشیانه ترین حالت ممکن به اشلی تج.اوز میکنه و اشلی میگفت که هیچ‌گونه توانایی دفاع از خودش رو نداشته؛ چون دارویی که بهش تزریق شده بود باعث فلج موقت شده بود و اشلی هر لحظه از این حمله رو به دردناکترین حالت ممکن تحمل میکرده
یک ساعت بعد گری‌هارت اومد و میخواست بره داخل اتاق که دید در بستست بعدش اون مردک کثیف یه پتوی چرک انداخت روی اشلی که کسی نفهمه کامل لخ.ته
اشلی هنوز نمیتونست تکون بخوره یا صحبت کنه و بخاطر همین گری‌هارت اومد اشلی رو بغل کرد و به کمپ برگردوند اشلی چند ساعت بعد به هوش اومد و نمیتونست هضم کنه که چه اتفاقی براش افتاده و این بدترین ترومای زندگی اشلی بود