- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
ایه و فرح اون شبو باهم میگذرونن اما شب واسه فرح صبح نمیشه و قضیه واسه خانواده فرح اونجایی بودار میشه
و خانوادشم تا چند روز اول به پلیس اعلام نمیکنن و خودشون دنبالش میگشتن
و خالهه هم نمیدونسته که حتی خونه ایه. کجاست و با دایی و بقیه که دنبالش میگردن تصمیم میگیرن بالاخره بعد چند روز به پلیس گزارش کنن که فرح گم شدن و دنبالش بگردید
تا یه مدت هیچ خبری نمیشه تا میرسیم به اونجایی که رفتگر جسد مذکور رو پیدا میکنه
و خانواده فرح میرن واسه تایید هویت
اما همونطور که گفتم جسدش تجزیه شده بود و استخوناش معلوم نبود و خالهی فرح نمیخواسته قبول کنه که خواهرزادهش مرده و میگه تحقیق کنین
و اعلام میکنه که فرح یه تتو به اسم مادرش داره
اما خب پلیس میره چک کن تتو رو اما پوستی نمونده که تتویی بمونه
و نکته قابل توجه ماجرا این بوده که جسد دوتا پا نداشته و همین سوال پیش میاد که چرا باید فقط دوتا پاش قطع بشه
شروع میکنن به جمعآوری فیلمهای دوربین مداربسته اطراف منطقهایی که جسدو پیدا کردن و میببین یه اقایی با یه موتور سه چرخه میاد اون کیسه رو میندازه توی جوب فاضلاب اما بخاطر بزرگ بودنش اب نمیتونه اونو با خودش ببره
و وقتی پلاکو چک میکنن اون موتور متعلق بوده به یه اقایی به اسم محمد و اون اقا رو احضار میکنن و وقتی که ازش میپرسن که توی کیسه چی بوده اونم خیلی ریلکس میگه زباله
و پلیس میگه نه جانم زباله نبوده بلکه جسدی بوده که به احتمال زیاد متعلق به فرح هستش
و محمد خیلی شدید واکنش میده و خیلی مضطرب بوده و میگه که واقعا من فکر میکردم که زبالهست و طبق واکنشاتش و همکاری با پلیس میفهمن که بیگناههه