و پلیس میگه نه جانم زباله نبوده بلکه جسدی بوده که به احتمال زیاد متعلق به فرح هستش
و محمد خیلی شدید واکنش میده و خیلی مضطرب بوده و میگه که واقعا من فکر میکردم که زبالهست و طبق واکنشاتش و همکاری با پلیس میفهمن که بیگناههه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اینجا یه سوال دیگه که پیش میاد اینه که اون کیسه چطور به دست محمد رسیده؟
اینجا فلش بک میخوریم به شبی که فرح کشته شد
آیه وقتی فرح کشته میشه جنازه رو خارج نمیکنه بلکه جنازه رو توی خونهش نگه میداره و چند شبانه روز باهاش زندگی میکنه
به حدی جنازه فرح دچار فساد میشه(با توجه به شرایط اب و هوایی مصر) که همسایهها صداشون در میاد که این بوی چیه که از خونت میاد و آسایشو از ما گرفته
فکر کنید چقد مونده جسدش که بوش یه محل رو گرفته
ایه هم که خیلی ترسیده با صاحب خونهش نبیل تماس میگیره و همه چیو به اون لو میده و میگه که اره من قتل کردم و جنازه تو خونم دارم
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
ایه هم که خیلی ترسیده با صاحب خونهش نبیل تماس میگیره و همه چیو به اون لو میده و میگه که اره من قتل
نبیل هم به جای اینکه بیاد به پلیس بگه با ایه همدست میشه و خب باید واسه اینکه گیر نیوفتن جنازه رو سر به نیست کنن
تصمیم میگیرن که جنازه رو اتیش بزنن و میزنن
اما طبق گفتههای خودش اتش به حدی وسیع میشه که ممکن بوده خونه هم اتیش بگیره و مسئله دیگه بوی اون جنازه در حال اشتعال بوده
ایه و نبیل بعد اینکار تصمیم به خروج جسد میکنن و خب جنازه یه ادم تو کیسه جا نمیشه و مجبور میشن در کمال بی رحمی جفت پاهاشو قطع کنن و ایه هم واسه اینکه موضوع شک برانگیز نشه خودش به تنهایی میره و کیسه رو کشون کشون با خودش میبره تا اینکه محمد اینو کنار خیابون میبینه و میگه به ایه که کمک لازم نداری
ایه هم بخاطر اینکه بیشتر رد خودشو پاک کنه میگه چرا اگه میشه این کیسه رو واسم بنداز دور و وقتی محمد میره کیسه رو از ایه بگیره از بوی بدش حالش بد میشه و میپرسه این چیه؟
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
ایه و نبیل بعد اینکار تصمیم به خروج جسد میکنن و خب جنازه یه ادم تو کیسه جا نمیشه و مجبور میشن در کما
و بازم ایه خیلی عادی میگه خونمون چند روز برق نداشت و اینا مرغ و گوشت فاسد شدهست