و بعد مرگ اگاستا اد به معنای واقعی میشکنه و خیلی ناراحت میشه و توی این دنیا کاملا تنها میشه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
این اقا اسمش هارولد شکتر هست و بیوگرافر اد گینه
و اقای هارولد شکتر همون بیوگرافر اد گفته که اد تنها دوستش و تنها عشق حقیقیش رو از دست داد و بعد مرگ اگاستا تو دنیا تنهای تنها شد و بعد مرگ مادرش اد تمام اتاقهای خونه که اگاستا توش خیلی رفت و آمد داشته رو میبنده مثل اتاق خوابش، اتاق پذیرایی و چندتا اتاق دیگه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و اقای هارولد شکتر همون بیوگرافر اد گفته که اد تنها دوستش و تنها عشق حقیقیش رو از دست داد و بعد مرگ
و بعد مرگ اگاستا دوستان کل خونه رو کثافت برمیداره و این خونه حتی لوله کشی هم نداشته و خود اد تو یه اتاق کوچیک کنار اشپزخونه زندگی میکرده
خب دوستان گفته بودم اد به مطالعه خیلی علاقه داشته و از اینجا شروع میکنه یک سری مجلاتی رو میخونه که بهشون میگن پالپ
این مجلهها داستانهای کامل اندازه رمان چاپ میکردن و مبهم و احساسی بودن
یعنی فقط جن-سی نبودن بلکه احساسی هم بودن