خب دوستان گفته بودم اد به مطالعه خیلی علاقه داشته و از اینجا شروع میکنه یک سری مجلاتی رو میخونه که بهشون میگن پالپ
این مجلهها داستانهای کامل اندازه رمان چاپ میکردن و مبهم و احساسی بودن
یعنی فقط جن-سی نبودن بلکه احساسی هم بودن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و یک خانومی که اد خیلی بهش علاقه داشت اسمش ایلسه کاخ بود*
که برای کار کردن و نازی بودن حتی حقوق هم نمیگرفته اما یکی از بدجنسترین و کثافتترین زنهای دوره خودشه و جالبه که بدونین ایلسه زندانیهایی که تتو داشتن رو میکشه و از پوست بدنشون لامپ درست میکرده🙏
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
که برای کار کردن و نازی بودن حتی حقوق هم نمیگرفته اما یکی از بدجنسترین و کثافتترین زنهای دوره خود
نمیدونم چجوری لامپ درست میکرده منم خوندم ولی خب
توی سال ۱۹۵۱ اد از دولت یارانه مزرعهای دریافت میکنه و بین سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۶ اد ۳۲ هکتار از زمینی که برای هنری بوده رو میفروشه و اد توی این دوره توی شهر کار میکرده و مردم پذیرفته بودنش و بهش عادت کرده بودن
اما یه کار عجیبی که اد انجام میداده این بوده به زنا خیره میشده و اد همیشه آدم ضداجتماعیی نبوده بعضی وقتا خودش با همسایهها ارتباط میگرفته و باهاشون حرف میزده
یه شب یکی از همسایهها اد رو برای شام دعوت میکنه و اد هم قبول میکنه و این همسایه یکی از فامیلهای زن بدبختشون رو دعوت میکنه و اد کلللل شب به این بندهخدا زل میزنه