eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
188 دنبال‌کننده
525 عکس
101 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
یه شب یکی از همسایه‌ها اد رو برای شام دعوت میکنه و اد هم قبول میکنه و این همسایه یکی از فامیل‌های زن بدبختشون رو دعوت میکنه و اد کلللل شب به این بنده‌خدا زل میزنه
یعنی فکر کنین غذا رو کوفت بنده خدا میکنه حقیقتا من بودم بشقابو میکردم تو حلق اد
و بعدش این زنه بلافاصله بعد شام خونه رو ترک میکنه و اد هم میره
این خانواده یک پسربچه داشتن و نصف شب پسر این خانواده با احساس دوتا دست دور گردنش که داشتن خفش میکردن از خواب بیدار میشه و میبینه اد بالاسرشه و اد خیلی اروم ازش میپرسه اون دختره که امشب اینجا بود کجا زندگی میکنه و اد میره و صبح پسره برای خانوادش این اتفاقو تعریف میکنه اما متأسفانه اون خانواده هیچ اقدامی انجام نمیدن و بقیه همسایه‌ها هم متوجه شدن نصف شبا اد نزدیکای خونشونه و از پنجره داخل خونه رو نگاه میکنه
و از سال ۱۹۴۷ اد به قبرستان پلینفیلد رفت و امد میکرده و همیشه شب‌ها میرفته سر قبر اگاستا و باهاش صحبت میکرده
عکس خود قبرستان و قبر اگاستا
بعد یه مدت اد روزنامه‌هارو چک میکنه و توی روزنامه‌ها دنبال گواهی فوت بوده اما نه هر گواهی فوتی ! بلکخ گواهی فوت زن‌هایی که شبیه مادرش بودن
و پلینفیلد با اینکه ۷۰۰ نفر جمعیت داره سه تا قبرستان داره و بعد چک کردن این گواهی‌ها اد زمان خاکسپاری این زن‌هارو میفهمیده و شبش میرفته جسد این زن‌هارو درمیاورده و میبرده خونه
خب بچه‌ها توی این دوره اد با یه پسر ۱۶ ساله دوست بوده چون با خانواده این پسر دوست بوده و بعضی وقتا براشون کارهای تعمیراتی انجام میداده و باهم بیرون هم میرفتن و..
یک بار این پسر میره خونه اد و اونجا یه چیز خیلی عجیب میبینه و از اد میپرسه این چیه ؟