مثل اینکه مری سه بار ازدواج کرده اما هیچ جایی ثبت نشده که ایا مری طلاق گرفته و ازدواج کرده یا هربار فوت کردن و اینکه حداقل هم یک بچه به اسم کریستین داره
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
مثل اینکه مری سه بار ازدواج کرده اما هیچ جایی ثبت نشده که ایا مری طلاق گرفته و ازدواج کرده یا هربار
ولی سرپرستی کریستین رو میده به یکی از فامیلاشون و شوهرش*
مری حتی توی این سن هم خیلی زن پرانرژییه و به قوانین جامعه خیلی پایبند نیست و فکر بقیه هم براش مهم نیست
چون این بار از شهر فاصله داشته مری مشتریهای خاص خودشو داشته و همیشه با این افراد ارتباط میگرفته و باهاشون صحبت میکرده
تو ۸ دسامبر سال ۱۹۵۴ اد میره بار مری ولی داخل نمیره و با خودش یه سورتمه برده بوده و انقدر منتظر میمونه تا همه مشتریها میرن و همون لحظه وارد بار میشه و با اون سورتمه جسد مری رو تا خونه میکشه بعد مری رو میبره توی اشپزخونه تابستونی که یه آشپزخونه خارج از خونهست که اونجا حیوانات رو توی فصل شکار تیکه تیکه و نگهداری میکردن و بعد توی اشپزخونه اصلی میپختن و همه چی اونجا برای سلاخی کردن آمادهست
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اینجای پرونده یه مقدار جزئیاتش حساسه لطفا اگه روحیتون حساس و ضعیفه نخونین****
جسد مری رو سروته از پاهاش از سقف آویزون میکنه و بعد بدنش رو میبره و داخل بدنش رو خالی میکنه و همون شب یک مرد به بار مری میره تا چیزی بخره و متوجه میشه کل بار بهم ریخته و جو خیلی عجیبه و به پلیس خبر میده و پلیسها توی بار یک پوشش گلوله پیدا میکنن و بهغیراین هیچ مدرکی پیدا نمیشه و بعد یه مدت پرونده مری بسته میشه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
این اتفاق توی شهر کوچیک پلینفیلد خیلی عجیب بوده و نظرات مردم دو دسته بوده
یک سریها میگفتن با توجه به شخصیت مری احتمالاً با یک مرد آشنا شده و از اینجا فرار کرده
و دسته دوم میگفتن هرچی که هست اصلا اتفاق خوبی برای مری نیوفتاده