- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اد به دزدی از قبرا اعتراف میکنه اما نمیخواسته به قتل اعتراف کنه چون میدونسته مجازاتش سنگینتر میشه ا
یعنی اد داشته اعتراف میکرده بعد این اسکل یه کاری کرده همونا هم بیاعتبار بشه و توی بازجویی از اد در مورد هنری هم میپرسن اما احتمالا اد چیزی نگفته چون هیچ اطلاعاتی ازش نیست
و جورج آردنت که بعدا پرونده اد رو مطالعه کرده گفته که قتل هنری به احتمال ۹۹ درصد بخاطر حسودی اد بوده چون داشته خانواده تشکیل میداده از مزرعه میرفته و ...
بعد پیدا شدن بدن برنیس دکترا بدنشو میدوزن و کنار همسرش دفنش میکنن
پسر برنیس، فرانک هم بعد دو هفته مغازه رو باز میکنه تا شهر یکم به حالت عادی برگرده چون مردم شهر واقعا تروماتایز شده بودن اما خبر به شهرای مجاور میرسه و رسانه ها هم حمله میکنن به پرونده اد و شهر پلینفیلد و رسانه ها لقبهای کله جمع کن پلینفیلد، قصاب پلینفیلد و... رو به اد دادن
و مردم اون شهر خیلی ناراحت بودن چون داشتن سعی میکردن این حادثه رو فراموش کنن اما مردم هرروز میریختن تو شهر تا خونه اد رو ببینن و ازش بازدید کنن
و بعد یه مدت پلیس چندتا گارد میزاره جلوی مزرعه تا از ورود مردم جلوگیری کنه اما وقتی میبینن تعداد مردم به شدت زیاده کلا مزرعه رو میبندن
و یه سری شایعه هست که اد تیکههای بدن افراد رو به همسایههاش میخورونده و این خیلی طبیعیه چون تیکههایی از بدن انسان رو روی گاز و نزدیک گاز پیدا کردن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و بعد یه مدت پلیس چندتا گارد میزاره جلوی مزرعه تا از ورود مردم جلوگیری کنه اما وقتی میبینن تعداد مرد
و بعدشم خیلی از مردم بخاطر مشکل روده و معده که دلیلشو نمیدونستن به دکتر مراجعه میکنن
بچهی مری کریستین رو یادتونه؟
کریستین با رسانهها صحبت میکنه و میگه من سالها دنبال مادر بیولوژیکیم میگشتم و الان از توی اخبار و خبر قتلش پیداش کردم
:((((((((
چجوری اون پوستا از بین نمیرفتن ؟
اگه یادتون باشه جورج بابای اد دباغ بوده و بلد بوده چجوری اونارو به چرم تبدیل کنه و کاری کنه طولانی مدت سالم بمونن