و مردم اون شهر خیلی ناراحت بودن چون داشتن سعی میکردن این حادثه رو فراموش کنن اما مردم هرروز میریختن تو شهر تا خونه اد رو ببینن و ازش بازدید کنن
و بعد یه مدت پلیس چندتا گارد میزاره جلوی مزرعه تا از ورود مردم جلوگیری کنه اما وقتی میبینن تعداد مردم به شدت زیاده کلا مزرعه رو میبندن
و یه سری شایعه هست که اد تیکههای بدن افراد رو به همسایههاش میخورونده و این خیلی طبیعیه چون تیکههایی از بدن انسان رو روی گاز و نزدیک گاز پیدا کردن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و بعد یه مدت پلیس چندتا گارد میزاره جلوی مزرعه تا از ورود مردم جلوگیری کنه اما وقتی میبینن تعداد مرد
و بعدشم خیلی از مردم بخاطر مشکل روده و معده که دلیلشو نمیدونستن به دکتر مراجعه میکنن
بچهی مری کریستین رو یادتونه؟
کریستین با رسانهها صحبت میکنه و میگه من سالها دنبال مادر بیولوژیکیم میگشتم و الان از توی اخبار و خبر قتلش پیداش کردم
:((((((((
چجوری اون پوستا از بین نمیرفتن ؟
اگه یادتون باشه جورج بابای اد دباغ بوده و بلد بوده چجوری اونارو به چرم تبدیل کنه و کاری کنه طولانی مدت سالم بمونن
دادگاه یه جلسه تشکیل میده تا مشخص کنن اد از لحاظ روانی سالمه یا نه
و دادستان هم درخواست قتل درجه یک داده بوده
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
دادگاه یه جلسه تشکیل میده تا مشخص کنن اد از لحاظ روانی سالمه یا نه و دادستان هم درخواست قتل درجه یک
کله گندههای این پرونده هم به رسانهها گفته بودن که دیگه نباید پرونده و مراحل قضایی رو پوشش بدن تا تأثیری روی نظر هیئت منصفه نزارن وکیل اد هم تو زندان به اد میگه درخواست بیگناهی بخاطر دیوانگی بده و اد هم قبول میکنه و به وکیلش هم میگه تمام چیزایی که من اعتراف کردم حقیقت بوده و من دروغگو نیستم و یه کارآگاه ناشناس هم به رسانهها میگه که انگیزه اد برای این کارها عشق بودن با مادرشه و نیازش برای بازسازی مادرش
و یک تئوری هم هست که میگه انسانها توی بچگیشون نسبت به والد غیرهمجنس خودشون یه کشش جن-سی دارن و اگه این مسئله به صورت سالم از بین نره خیلی خطرناک میشه و احتمالا اد هم همین بلا سرش اومده و خود اد هم گفته مری و برنیس رو بخاطر اینکه شبیه اگاستا بودن کشته و خیلیا هم گفتن که اد ترنسجِندِر بوده و میخواسته زن بشه
و با یه تشکر بزرگ از ارت شلی توی دادگاه نمیتونستن قتل درجه یک به اد رو ربط بدن چون نمیتونستن از اعترافش توی دادگاه استفاده کنن