بیانکا از همون اول خیلی بچهی سرحال و خوشحالی بوده و وقتی مادرش برای بار دوم حامله میشه با خوشحالی عکس سونوگرافی خواهرش که اسمش اولیویا بوده رو به همه نشون میداده و کلی ذوق میکرده ..
بیانکا با اولیویا به شدت صمیمی بوده و بچهها هم با مادرشون خیلی صمیمی بودن اما با پدرشون به طور کامل قطع ارتباط کرده بودن
اسم پدرشون مایک بود که کیم رو خیلی اذیت میکرد و همیشه درحال کات کردن و بک زدن بود
بیانکا همیشه برای خواهر و مادرش به شدت آدم حمایتگر بوده و همیشه میخواسته ازشون محافظت کنه و کنارشون باشه
همونطور که دیدین بیانکا به شدت زیباست و حتی چندتا عکس به عنوان مدل داره
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
بیانکا همیشه برای خواهر و مادرش به شدت آدم حمایتگر بوده و همیشه میخواسته ازشون محافظت کنه و کنارشون
فتوشوتهای حرفهای مدلینگ بیانکا *
همونطور که گفتم بیانکا از بچگی خیلی بچهی شاد و سرحال و اجتماعیی بوده اما متاسفانه از ۹ سالگی کم کم شخصیتش تغییر میکنه و میشه یه آدم گوشهگیر و خجالتی میشه و همچنین کیم میفهمه که اضطراب جدایی از مادر داره
وقتی بیانکا به مدرسه راهنمایی میره تغییراتش بیشتر میشن. خیلی افسرده میشه و اضطرابش به حدی شدید میشه که حتی از خونه هم بیرون نمیرفته و هروقت مجبور بود بره بیرون بهش حمله عصبی دست میداده
توی سال اول دبیرستان بیانکا با یک پسر به اسم دِرِک میره توی رابطه و از اونجایی که وضع خانوادگیشون شبیه هم بود و مشکلات خودشونو داشتن بههم خیلی نزدیک میشن