- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
مثلا اینو روی زمین نوشته بوده
که این جمله از یه کامیکبوک ژاپنی به اسم goodnight punpun هستش که یهجورایی یه داستان عاشقانه دارکه و یه اسپیکر هم داشته پشت سر هم آهنگ test drive از joji رو پخش میکرده که درمورد مردیه که یک زن رو دوست داره اما اون زن نمیخواد با این مرد وارد رابطه بشه
بعد از اینکه گوشی بیانکا رو میبرن تا روش تحقیق کنن میفهمن اخیراً بیانکا با پسری به اسم الکس دوست شده بوده و خیلی از الکس خوشش میومده و اینکه الکس تا حالا نه دوست دختر داشته و نه بوسه به نظرش خیلی بامزه بوده و میخواسته خودش اولین بوسه الکس باشه
بعد چندوقت بیانکا به الکس میگه که دارم به یه کنسرت توی کویینز میرم و تصمیم میگیرن باهم برن؛ اینجا بیانکا به برندن بازهم یادآوری میکنه که فقط دوستن و چیزی بینشون نیست و اگه بودن الکس اذیتش میکنه بیانکا میتونه تنهایی بره اما برندن میگه نه ما فقط دوستیم و باهم بریم
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
بعد از اینکه گوشی بیانکا رو میبرن تا روش تحقیق کنن میفهمن اخیراً بیانکا با پسری به اسم الکس دوست شده
روز کنسرت برندن ساعت ۲ میره دنبال بیانکا و اونجا از کیم خداحافظی میکنن و برندن به کیم قول میده که بیانکا رو کاملا صحیح و سالم به خونه برگردونه🤡🤡🤡🤡🤡🤡
واقعاً نمیدونم چه لقبی رو میتونم به برندن نسبت بدم اینجام دست و بالم بستهست نمیتونم حرفامو بزنم
اون شب بیانکا تمام مدت با دوستاش توی دیسکورد چت میکرده و گفته بوده که توی راه کنسرتن و برندن آهنگای غمگینی گذاشته و این براش عجیبه
توی کنسرت بیانکا و الکس همو میبوسن و وقتی کنسرت تموم میشه از الکس جدا میشن تا برگردن خونه و بیانکا به دوستش توی دیسکورد میگه که از الکس خیلی خوشش اومده و باهم زمان خوبی رو داشتن اما انگار برندن اونارو هنگام بوسیدن دیده و ناراحت شده
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
اون شب بیانکا تمام مدت با دوستاش توی دیسکورد چت میکرده و گفته بوده که توی راه کنسرتن و برندن آهنگای
تا چشات دراد مرتیکه حسود پلاستیکی بیخاصیت انگل جامعه
بیانکا وقتی میبینه برندن ناراحته سعی میکنه شوخی شوخی این ناراحتی رو از بین ببره و میگه دیدی بالاخره تونستم پسری که ازش خوشم میاد رو ببوسم اما برندن فقط عصبانیتر میشه و بیانکا بهش یادآوری میکنه که اونا فقط دوستن و برندن هیچ حقی برای ناراحت و عصبانی شدن نداره و بعد جفتشون ساکت میشن و اینجا برندن اون استوریی که پشت فرمون بوده رو میزاره و بایو اینستاش رو به تاریخ تولدش و تاریخ روز کنسرت تغییر میده و مینویسه:
فقط بدونین که من الان دیگه دردی رو حس نمیکنم
بعد توی فیسبوک هم میره چرت و پرت مینویسه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
-
آخه با چه اعتماد به نفسی واقعا من نمیفهمم
حتی یه تار موی این دختر از کل هیکلت هم بیشتر بوده
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
این ویدیو هیچجا حتی توی دادگاه بیانکا پخش نشده و فقط پلیس این ویدیو رو دیده *
توی توصیفات پلیس میگن بیانکا روی صندلی عقب ماشین خوابیده و ماشین توی همون خیابون پو توقف کرده بعد برندن گوشی رو میزاره روی داشبورد و از پشت صندلی یک چاقوی شکاری درمیاره و نشون دوربین میده بعد چاقو رو کنار میزاره بیانکا رو بیدار میکنه و همون لحظه شروع میکنه باهاش دعوا کردن بیانکا هم یا موافقت میکرده یا ساکت میمونده و همش یادآوری میکرده که اونا فقط دوستن و بعدش بیانکا وقتی میبینه فقط چند دقیقه تا خونه فاصله داره میگه اینجا رو خودم میرم و نمیخواد منو برسونی