- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
که بعدا بره دعا کنه براشون و توبه کنه که خدا ببخشتش
باز خوبه بچهم دین و ایمانشو از دست نداده🤡🤡🤡
برهنه توی اتاقش راه میرفته و مثل گوریل با دستاش به سینه ش میکوبیده. دقیقا گوریل. یجورایی گیر کرده بود بین دو راهی .
میدونست کارش زشته، میدونست باید رفتارش اصلاح بشه. ولی باز هم ادامه میداد و انکار نمیکرد که لذت میبرد از درد کشیدن قربانیهاش . دقیقا همون بلاهایی که سرش اومده. با خودش شمع، فندک و تیغ میبرده که قربانیهاشو لت و پار کنه
سال 1990 اون شروع میکنه به شیطانپرستی. شیطان هر چی میگفت اون گوش میداد. میگفت برو بکش تا چیزایی که میخوای به دست بیاری و اونم همینکارو میکرد
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
چجوری پلیس اینو پیدا میکنه؟
یه شب لوئیس روی بدن یکی از قربانیها مست خوابش میبره، و چون سیگار هم دهنش بوده، علفهای اونجا به آتیش کشیده میشه. با پنیک از خواب میپره و سریع فرار میکنه. به طوری که کفش، عینک و بقیه وسایلهاش جا میمونه اونجا. و پلیس سریع پیداش میکنه
یه پسر ۱۶ ساله هم بوده که شجاعانه از دست این فرار میکنه و گزارش دقیق لوکیشن و اینارو به پلیس میده.😭
گویا این اواخر مرگش(۶۶ سالگی مُرد) میگفته میخوام از بچها حمایت کنم پد.وفیلی رو بذارم کنار بچه دار شم و هر کی بچهارو اذیت میکنه سلاخی کنم.