و اینجا عجیبتر شد که ارنورد دیگه فقط دنبال خانمیش نمیرفت و بلکه میرفت دم در خونهوی مردم در میزد و انقدر در میزد تا مطمئن بشه که اونا فهمیدن که یکی داره در خونه رو میزنه و تا اینا میومدن درو بازمیکردن میرفت
و عجیبترین بخش این داستان این نیست که ارنورد زنده بود و راه میرفت بلکه بخش عجیبش اینه که ارنورد در خونهی هرکسی رو که میزد و هرکس که درو باز میکرد تا چند روز آینده به همون دلیل مرموزی که ارنورد خودش یهو مرد اون فرد که درو باز میکرد هم میمرد
این داستان که ارنورد در خونه رو میزد و یارو میمرد خیلی برای مردم ترسناک بودا اما جالبیش اینه تا یک سال هیچ کاری بابتش نکردن 😂
بعد اینکه مردم میرن به پیرهای محل میگن یا برو این قبرو باز کن ببین چه خبره و اینا و میرن و اینام میرن نبش قبر میکنن قبر ارنورد رو و تابوتشو بیرون میارن و وقتی در تابوت رو باز میکنن میبینن که ارنورد تو تابوت هست ارنورد بدنش تو اون یکسال سالم سالم تو قبر بوده بدون ذره ای تجزیه و با یک لبخند خیلی بزرگ توی تابوت دراز کشیده
خب بعدش میان یه چوب بزرگ رو با چکش بکنن تو قلبش خیلی محکم ضربه میزنن اما به طرز عجیبی اون چوب هیچ جوره وارد بدن ارنورد نمیشه تمام زورشون رو میزنن اما اصلا اون چوب وارد بدن ارنورد نمیشه
بعدش میان با اره دستی سرشو قطع میکنن و جدا از بدنش میذارن
و این اسم ومپ که ارنورد گذاشته بود انقدر دهن به دهن میشه و یک کلاغ چهل کلاغ میشه که در نهایت میشه vampire یعنی همون خونآشام ما
بعد میان قبرهای اطراف رو نبش میکنن میبینن که ای وای چرا همشون خون تازه از دهنشون ریخته شده؟
و شروع میکنن فرو کردن چوب تو قلبشون و اینا
وجالبیش اینه از بین اون همه جسد فقط جسد ارنورد بود که چوپ وارد قلبش نمیشد