و این اسم ومپ که ارنورد گذاشته بود انقدر دهن به دهن میشه و یک کلاغ چهل کلاغ میشه که در نهایت میشه vampire یعنی همون خونآشام ما
بعد میان قبرهای اطراف رو نبش میکنن میبینن که ای وای چرا همشون خون تازه از دهنشون ریخته شده؟
و شروع میکنن فرو کردن چوب تو قلبشون و اینا
وجالبیش اینه از بین اون همه جسد فقط جسد ارنورد بود که چوپ وارد قلبش نمیشد
بعدها که علم پیشرفت میکنه میفهمن که اینکه خون از دهن مرده بیاد بیرون یک مرحله توی تجزیهی جسد هست و کاملااااا نرماله که خون بیاد از دهنشون ولی چون اونا اونموقع نمیدونستن ترسیده بودن
این چیزی که دکترا میگن که اره مرحلهای از تجزیه است، درسته کاملا اما این مرحله حدود یک تا سه ماه بعد برای جسد اتفاق میفته نه یک سال و خوردهای بعد مرگش :))) اونم در حالی که جسد حتی مرحلهی یک تجزیه هم روش اتفاق نیفتاده و کاملا سالمه و حتی تمام جسدهای اطراف که خون از دهنشون اومده بود بیرون حدودا با ارنورد مردن و حتی از لحاظ علمی هم امکان نداشت انقدر دیر این اتفاق برای جسد بیفته
از بین اون همه جسد فقط ارنورد بود که سالم بود و گوشتش تجزیه نشده بود و همچنان خون میومد از دهنش اما بقیه جسدها رسما استخون بودن و خون میومده از دهنشون
علمای اون دوره قشنگ اثبات کردن که از این تابوت ( تابوت ارنورد ) رفت و آمدی صورت داشته !
قشنگ معلوم بوده یکی همش در تابوت رو باز کرده و بسته اونم چندین متر زیر خاک
و با توجه به خراشیدهها که به خاطر باز و بسته شدن متعدد در تابوت بوده قشنگ ثابت کردن و این داستان که تو دههی 17 اتفاق افتاد باعث شد که تمامی داستانها از نیمهی دوم همون قرن شروع بشه به نوشتن و اینطوری بود که از قرن 18 ( نیمهی دوم قرن هفدهم ) تمامی داستانها که شبیه داستان ارنورد بود به نام ومپایر نوشته شد و تو نودونه درصد داستانها میگن که ومپایرها با چوب تو قلب یا بریده شدن سرشون میمیرن
توی ومپایر دایریز با چوب میمیرن و توی سریال سوپرنچرالز با بریده شدن سرشون میمیرن