شعری که داشتن باهم میخوندن :
if you're happy and you know it clap your hands
اگه خوشحالی و اینو میدونی دست بزن،
( ولی میان جای کلمه happy رو با کلمه sad عوض میکنن و شعر اینجوری میشه که :
if you're sad and you know it clap your hands
یعنی اگه ناراحتی دست بزن )
چند ساعت از وقتی که بچهها باید میرسیدن خونه میگذره و خانوادهها شروع میکنن سراغ بچه هاشونو گرفتن و میبینن که 26 تا بچه از یه مدرسه گم شده بودن
بعد میرن سراغ اد رو میگیرن ولی اد رو هیچ جا پیدا نمیکنن نه خونه و نه مدرسه، هیچجا و بعد میبینن که اتوبوس مدرسه هم نیست
خانوادهها میرن پیگیری میکنن.
میگن شاید توی مدرسه یا استخر اتفاقی افتاده ولی میبینن ولی هیچکس خبر نداره
واسه همین میگن شاید اد توی راه ماشینش خراب شده و دست تنهاس واسه همین هنوز نرسیدن چون اون موقع دهه 70 بوده بیشتر از پنجاه سال پیش بوده، اد موبایل نداشته که زنگ بزنه و کمک بگیره
واسه همین همه خانوادهها میرن اون راهی که اد همیشه ازش بچه هارو میرسونده رو میگردن تا شاید بتونن پیداشون کنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
واسه همین همه خانوادهها میرن اون راهی که اد همیشه ازش بچه هارو میرسونده رو میگردن تا شاید بتونن پید
ولی هیچ اثری نه از اِد بوده و نه از بچهها و نه از اتوبوس نبوده
پلیس خیلی سریع با این پرونده درگیر میشن و اینجوری نبوده که یه بچه گم شده باشه و اینا بگن نه احتمالا رفته خونه دوستش زود برمیگرده
27 نفر همراه یه اتوبوس به اون بزرگی مفقود شده بودن
ساعت 7ونیم غروب که سه ساعت بعد از تایمی بوده که بچه ها باید میرسیدن خونه، هلیکوپتر پلیس از بالا اتوبوس رو بین اون بامبوها پیدا میکنه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
ساعت 7ونیم غروب که سه ساعت بعد از تایمی بوده که بچه ها باید میرسیدن خونه، هلیکوپتر پلیس از بالا اتوب
( این بامبوها بهقدری بلند و زیاد بودن اگه هواپیما نبود هیچکس از روی زمین نمیتونست اتوبوسو ببینه )*
پلیسها میبینن که اتوبوس خالیه و متوجه میشن که واقعاً یه اتفاقی افتاده ولی تئوریشون از همون اول این بوده که بچه ها هنوز زندن چون دور و اطراف اتوبوس رو میگردن و دوتا رد لاستیک پیدا میکنن