چون که این سه نفر اون هشت فقره آسیب فیزیکی رو گردن نمیگرفتن دادگاهشون به مقدار طولانیتر شده بود و اون بچههای کوچولو باید به عنوان شاهد حاضر میشدن و ثابت میکردن که آسیب فیزیکی دیدن و این به این معنی بود که بچهها باید گروگانگیرهاشونو توی دادگاه میدیدن باید جلوی این آدما وایمیستادن و برعلیهشون شهادت میدادن
جودی میگه که من با اینکه انقدر جلوی اونا سرتق بودم و بهشون جوابای گنده گنده میدادم برای اولین بار توی دادگاه گریه کردم چون روبرو شدن با اون سه نفر و اون آسیب روحی خیلی بیش از حد بود برای من
یکی دیگه از بچههایی که توی دادگاه حاضر میشه اسمش [ جنیفربراون ] بوده که اون موقع فقط 9 سالش بوده
جنیفر میگه که وقتی توی دادگاه بودم به بابام گفتم ادامسمو بگیر، بعد بابام پرسید چرا و من گفتم چون اگه نگیریش تفش میکنم توی صورت اون سه نفر
و خیلی بامزهست و بعد از شهادتش میره با خبرنگارا هم مصاحبه میکنه و ازش میپرسن چه احساسی داشتی و اول میگه ترسیده بودم ولی بعد میگه من جلوی اونا نمیخواستم هیچ ضعفی نشون بدم
در نهایت هیئت منصفه به این نتیجه میرسن که این سه نفر گناهکارن و بهشون حبس ابد بدون امکان درخواست آزادی مشروط میدن
پنج هفته بعد از اون اتفاق بچهها همگی باهم میرن دیزنیلند تا اون اتفاق رو از ذهن هاشون دور کنن و کلی خوش بگذرونن
ولی متأسفانه برگشتن به زندگی عادی خیلی برای بچهها سخت بوده و این وسط احساس گناه هم میکردن که این اتفاق زندگی خانوادهشونو خراب کرده برای همین وانمود میکردن که نه ما خیلی خوشحالیم و همه چیز خوبه ولی اوکی نبودن