eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
781 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
...قرار نبود سوامون کنی...😭
الا یا کربلاء أراکِ الجنه العلیا کأنی أملک الدنیا ای کربلا تو را جنت علیا میدانم و با تو گویی تمام جهان را دارم🫂 ♥️✨ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
یادداشت خانم #شهره_پیرانی همسر شهید #داریوش_رضایی‌نژاد درباره‌ی لحظات پس از #شهادت شهید #فریدون_ع
1⃣ پلان اول: نمی‌دانم با آن همه اشک😭 و بغض چطور رسیده‌ایم بیمارستان، من و آرمیتا. با مکافات وارد بیمارستان شده‌ایم. انگار روز داریوش دارد تداعی می‌شود. همان بیمارستان همان بخش اورژانس...🏥 نیازی ندارم کسی راهنماییم کند کجا بروم. خودم این راه را رفته‌ام. خودم این درد را کشیده.ام. ضحی و خانم دکتر قاسمی (همسرشهید شهریاری) را می‌بینم، چقدر این گرفتن‌ها، این گریه‌ها🥲، تکراری شده. پرده را کنار می‌زنم. خانم دکتر عباسی را می‌بینم، روی تخت بخش اورژانس. 'بغضم می‌ترکد. جای‌مان عوض شده. چهارده سال پیش من در آن بخش اورژانس بستری بودم و او آمده بود الان او آنجا و من رفته‌ام. کمی بعد همسر و دختر شهید علیمحمدی و کمی بعدتر همسر شهید احمدی روشن هم می‌آیند. شده. چقدر بدم😣 می‌آید از این تکرار‌ها...
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
1⃣ پلان اول: نمی‌دانم با آن همه اشک😭 و بغض چطور رسیده‌ایم بیمارستان، من و آرمیتا. با مکافات وارد بی
2⃣ پلان دوم: در میانه‌ی درد و اندوهش صبوری می‌کند. او دارد به ما دلداری می‌دهد. از ضحی می‌پرسد: بابا چه شکلی بود؟ ضحی می‌گوید صورتش بود و کمی ... خانم دکتر عباسی می‌گوید ضحی بابا یک عکس دارد روز آزادسازی . صورت و موهایش است، یادت هست؟ می‌گوید بله یادم است. می‌گوید همیشه به می‌گفتم تصورم از صورتت موقع شهادت🥀 شبیه آن عکس است. بابا شبیه آن عکس بود ضحی؟ ضحی با گریه‌های نم نم🥲 و صدای بغض آلود سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید بابا همان عکس بود...
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
2⃣ پلان دوم: #خانم_دکتر_عباسی در میانه‌ی درد و اندوهش صبوری می‌کند. او دارد به ما دلداری می‌دهد. از
3⃣ پلان سوم: اصرار دارد تا مادرش را ببرند تا با پیکر پدرش که در سردخانه بیمارستان 🚑 است، وداع کند. همه جمع ما به همراه شهدا 🥀می‌رویم سمت سردخانه بیمارستان. دم در می‌گویند همسر شهید و دو همراه فقط می‌توانند وارد شوند. نفر دوم ضحی است 'قرعه به نام من می‌افتد که همراشان وارد شوم. کسی به متصدی می‌گوید دکتر عباسی... کشو را می‌کشند بیرون. دکتر عباسی را در این ندیده‌ام هیچ‌گاه. سمت راست صورتش  را خاک و خون 🩸 پوشانده. سمت چپ صورت و موهایش خاکی است. درست مثل همین که می‌بینید. درست مثل همان که همسرش از او برای شهادتش داشته...💔
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
3⃣ پلان سوم: #ضحی اصرار دارد تا مادرش را ببرند تا با پیکر پدرش که در سردخانه بیمارستان 🚑 است، وداع
📍پ.ن: عکس‌ها برای روز آزادسازی خرمشهر🌴 است. دکتر عباسی در این عکس⏳ سه شبانه روز نخوابیده. او که همراه همرزمانش نقش پررنگی در آن آزادسازی و پیش از آن، شکستن داشت، باید زنده می‌ماند تا مسیری دیگر برای پیروزی، برای ایران باز کند و ⌛️چهل و سه سال بعد در خرداد پرحادثه خدا مرگش را شهادت قرار دهد. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#شهدا_و_نماز #شهیدعلیرضا_محمودی‌پارسا👇🥀
شهادت: ۱۳۶۱/۱۱/۲۹ فکه؛ عملیات والفجر مقدمّاتی توبه نامه شهید: ✍پناه می‌برم به خدا از این که: از این که کردم، از این که به مطلبی کردم که اصلاً نمی‌دانستم، از این که قلمم 🖌را به کسی کشیدم، از این که در خوردن به یاد نبودم، از این که مرگ ☠را فراموش کردم، از این که در راهت و تنبلی کردم، از این که زبانم را به لغات بیهوده آلودم، از این که در پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم، از این که بودم تا دیگران به من سلام🤚 کنند، از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم، از این که دیگران را به کسی ، غافل از این که خود از همه هستم.