🌹کوچههای آسمانی 🌱
☕️ #چایت_را_من_شیرین_میکنم
☕️☕️☕️☕️☕️
📚کتاب چایت را من شیرین میکنم اولین نوشتهی داستانی ،
"زهرا بلند دوست" است که در قالب آن،داستانی جذاب از زندگی #دختری ایرانی که از کودکی به همراه خانوادهاش در #آلمان زندگی میکند، به بیان زیباییهای #اسلام و ایمان و قدرت و #صلابت_ایران 🇮🇷و ایرانی و #پاسداران واقعی پرداخته شده است.
📍انتشارات #کتابستان_معرفت ،
کتاب چایت را من شیرین میکنم را منتشر کرده است.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
☕️ #چایت_را_من_شیرین_میکنم ☕️☕️☕️☕️☕️ 📚کتاب چایت را من شیرین میکنم اولین نوشتهی داستانی ، "زهرا
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_اول_دوم :🔻
📆 آن روزها همه چیز #خاکستری و سرد بود، حتی #چلهی_تابستان.
_پدرم سالها در خیالش #مبارزه کرد و مدام از #آرمانش گفت به این امید که #فرزندانش را #تقدیم_سازمان کند، که نشد..
_ فرزندانش #عادت کرده بودند به #شعارزدگی پدر، و #رنگ نداشت برایشان #رجزخوانیهایش،
و #بیچاره مادر که تنها هم صحبتش، #خدایش بود. که هر چه گفت و گفت، هیچ نشد.
🗓در آن سالها با #پسرهای زیادی دوست بودم،
در آن #جامعه نه زشت بود، نه گناه
نوعی #عادت بود و رسم.
_پدر که فقط #مست بود و چیزی نمیفهمید، مادر🧕 هم که اصلا حرفش خریدار نداشت
میماند تنها #برادر که خود #درگیر بود و حسابی #غربی.
+اما همیشه #هوایم را داشت و عشقش ♥️را به رخم میکشد، هر روز و هر لحظه،
درست وقتی که #خدایِ مادر، #بیخیالش میشد زیر #کتکها و #کمربندهای پدر...
خدای مادر بد بود...دوستش نداشتم...!
🤔🥺😳
_من خدایی داشتم که #برادر میخواندمش،
که وقتی صدای #جیغهای دلخراشِ مادر زیر آوار #کمربند آزارم میداد، محکم گوشهایم را میگرفت و اشکهایم😭 را میبوسید.
+کاش خدای مادر هم کمی مثله دانیال🧑 #مهربان بود...!؟
دانیال در، پنجره، دیوار، آسمان و تمام دنیایم بود..
_کل ارتباط این خانواده خلاصه میشد در خوردن چند لقمه غذا در کنار هم، آن هم گاهی، شاید #صبحانه ایی، نهاری🍱. چون شبها🌙 اصلا پدری نبود که لیست خانواده کامل شود.
⏳روزهای زندگی ما اینطور میگذشت
آن روزها گاهی از خودم میپرسیدم:
یعنی همه همینطور زندگی میکنند؟؟ حتی خانواده تام؟؟؟ یا مثلا معلم مدرسه مان، خانوم اشتوتگر هم از شوهرش کتک میخورد؟؟ پدر لیزا چطور؟؟
او هم مبارز و دیوانه است؟؟
_و بی هیچ جوابی، دلم ❤️🔥میسوخت برای دنیایی🌏 که خدایش مهربان نبود، به اندازه ی برادرم دانیال🧑..
📆روزها گذشت و من جز از برادر، عشق♡ هیچکس را خریدار نبودم
#بیچاره مادر که چه کشید در آن #غربتخانه؛
که چقدر #بیمیل بودم نسبت به تمام #محبتهایش و او #صبوری میکرد محضه داشتنم.
⏳اما درست در هجده سالگی، دنیایم لرزید..
زلزله ایی که همه چیز را #ویران کرد
حتی، #خدایِ_دانیال_نامم را..
...و من خیلی زود وارد بازی #قمار با زندگی شدم..
_اینجا فقط مادر با #خدایش فنجانی چای☕️ میخورد
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
🔰کلام شهید
👈کثرت، قلت، کیفیت و کمیت، علت پیروزی نیست؛ علت پیروزی فقط و فقط خداوند است.✅
🤚سلام می کنیم به
شهید#مهدی_زینالدین🕊🌹
و به نیابت از ایشان صلواتی هدیه می کنیم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهدا_و_حجاب #شهیدوحیدزمانی👇🥀
ایخواهران!جهادِ شماحجابشماست..
واثریکهحجابشمامیتواندبررویِ
مردمبگذارد،
خونِ🩸مانمیتواندبگذارد!'🌱✨
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید