🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_هشتم :
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_نهم_دهم :🔻
🤯حسابی #گیج و #کلافه بودم. اصلا نمی فهمیدم چه اتفاقی افتاده
من و دانیال مبارزه ای نداشتیم برای دل بریدن از هم.
اصلا همین #مبارزه حق زندگی را از ما گرفته بود
و هر دو قسم خورده بودیم که هیچ وقت نخواهیمش
_اما حالا …
نمیدانستم در کدام #قسمت از زندگیم ایستاده ام.
عثمان با شنیدن این کلمه #تعجب نکرد
تنها جا خورد.. و فقط پرسید:مبارزه؟؟
مگر دیگر #چیزی برای از دست داریم که مبارزه کنیم؟؟
_و من مدام❓ سوالش را تکرار میکردم
و چقدر #ساده، تمام زندگیم را؛
در یک #جمله به #رخم کشید این مسلمان ترسو.
_ای کاش زودتر از اینها با هانیه👩 حرف میزد
و تمام داشته هایش را روی #دایره میریخت
و نشانش میداد که چیزی برای #مبارزه نمانده.
_حکم صادر شد، مسلمانها دیوانه ای بیش نیستند
اما برادرم #دوست_داشتنی بود
پس باید برای #خودم می ماند..
_حالا من مانده بودم و #تکههای_پازلی که طراحش #اسلام بود...
_باید از #ماجرا سردرمیاوردم..
حداقل از مبارزه ای که دانیال🧑 را از من جدا کرد
و تنها #سرنخهای من و عثمان چند #عکس بود و کلمه ی #مبارزه..
⏳مدتی از #جستجوهای بی نتیجه مان گذشت
و #ناامیدی بیتوته کرده بود در وجودمان
و من هر شب🌙 ناخواسته از پیگیری های بی نتیجه ام
به مادرِ همیشه نگران توضیح میداد
و او فقط با اشک😭 پاسخ میداد.
_تا اینکه بعد از مدتها تلاش چیزی نظرم را جلب سخنرانی تبلیغات گونه ی مردی مسلمان در یکی از خیابانها..
#ظاهرش درست مثل دانیال عجیب😟 و مسخره بود
#کچل.. ریش بلند، بدون سبیل
و به رسم مسلمانان #کلاهی سفید و توری شکل بر سر داشت.
_چند مرد دیگر روی #سکویی بلند در اطرافش ایستاده
و با #مهربانی پاسخ جوانانِ جمع شده را میدادند
و #برشورهایی را بین شان توزیع میکردند.
_ای مسلمانان #حیله گر..
آن دوست مسلمان با همین #فریبگری اش،
#دانیال را از من گرفت..
آخ که اگر پیداش کنم
به #سنت خودشان ذره ذره نابودش میکنم..
_سریع با #عثمان تماس گرفتم و #آدرس را دادم
تا آمدنش در گوشه ایی از خیابان ایستادم
و با دقت به حرفهای #مبلغان گوش دادم
چه وعده هایی..
#بهشت و #جهنم را میان خودشان تقسیم کرده بودند
و از مبارزه ای 😲عجیب میگفتند..
و #احمقهایی که با دهان باز و گوشهایی دراز
آب از لب و لوچه شان #آویزان بود..
یعنی زمین🌎 آنقدر ابله داشت؟؟
⏳زمان زیادی نگذشته بود که #عثمان سریع خود را رساند
با سر به مرد سخنرانِ روی سکو اشاره کردم
و او هم با #سکوت در کنار ایستاد
و سپس زیر لب #زمزمه کرد (بیچاره هانیه..).
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 فرمانده کل قوا؛ امام خامنهای مُدظلهالعالی:
● نیروی انتظامی مظهر #حاکمیت جمهوری اسلامیست ...
📆 آغاز هفته نیروی انتظامی گرامی باد.
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌸 فرمانده کل قوا؛ امام خامنهای مُدظلهالعالی: ● نیروی انتظامی مظهر #حاکمیت جمهوری اسلامیست ... 📆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 امام خمینی رحمت الله علیه:
_ کشوری از رفتن شخصیتهای خود #تزلزل پیدا میکند که ملت او و افراد اون ملت دل به #شخص بسته باشند؛ دل به اشخاص بسته باشند.
+اما کشوری که دل او به #خدا پیوسته است و با #بانگ_الله_اکبر؛ صغیر و کبیرو، زن و مردش در صحنه حاضر شدهاند همین ملت هستند برای اینکه #خدا هست ...
#امام_خمینی #مرگ_بر_اsرائیل
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...تفاوت شما که تو ایران زندگی می کنید ،
با ما که خارج از ایران زندگی می کنیم...
✍بسیار شنیدنی...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🔦 پُرکارها شهید می شوند...🥀
🌹 شهید #محمود_رضا_بیضائی میگفت : " من یک بار در حضور #حاج_قاسم برای عده ای حرف میزدم. گفتم من اینطور فهمیده ام که خداوند شهادت را به کسانی میدهد که #پُرکار هستند و شهدای ما در #جنگ اینطور
بوده اند. حاج قاسم حرفم را تایید کرد و گفت بله همین طور بود."
📚 برشی از کتاب " تو شهید نمیشوی "
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
♥️🌱
اهل دلی می گفت:
گاهی #گذشت کنید
گاهی #گذر؛
معنای این دو فرق میکند !
#بخشیدن دیگران دلیل
#ضعیف بودن نیست
آنها را می بخشیم
چون آنقدر #قوی هستیم
که میدانیم آدمها #اشتباه می کنند
+بزرگترین #هدیه بخشش و گذشت،
#آرامش است...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
نگاهتـان وجودمان را
از عشـق♥️ لبریز میکـند ؛
ما #عاشق نگاه #یـاران هستیم ...
#سلام_صبحتون_بخیر
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🍃☆☆
انسان عاقل ، عمرش را
صرفِ دل دادن به چیزی که
باید رها کند ، نمی کند .
انسان عاقل از ابتدا
دل به همانی می دهد
که همیشگی است ؛
چرا به چیزی دل ببندد
که فردا از او می گیرند..💔!'